آخرين مطالب وارد شده در بخش أصول - سال تحصيلی 96 ـ 97

درس خارج أصول آیت الله گنجی جلسه ی صد و بيست و دوم : 8/ 2/ 97 برابر با...

...


ادامه ...

درس خارج أصول آیت الله گنجی جلسه ی صد و بيست ويکم: 5/ 2/ 97 برابر با8ش...

...


ادامه ...

درس خارج أصول آیت الله گنجی جلسه ی صد و بيست ويکم: 8/ 2/ 97 برابر با11...

...


ادامه ...

درس خارج أصول آیت الله گنجی جلسه ی صد و بيستم : 4/ 2/ 97 برابر با 7شعب...

...


ادامه ...

درس خارج أصول آیت الله گنجی جلسه ی صد و نوزدهم : 3/ 2/ 97 برابر با 6شع...

...


ادامه ...

درس خارج أصول آیت الله گنجی جلسه ی صد و هجدهم : 2/ 2/ 97 برابر با 5 شع...

...


ادامه ...

درس خارج أصول آیت الله گنجی جلسه ی صد و هفدهم : 1/ 2/ 97 برابر با 4 شع...

...


ادامه ...

درس خارج أصول آیت الله گنجی جلسه ی صد و شانزدهم : 29/ 1/ 97 برابر با 1...

...


ادامه ...
01234567

آخرين مطالب وارد شده در بخش فقه - سال تحصيلی 96ـ 97

درس خارج فقه آیت الله گنجی جلسه صد وبيست ودوم: 8/ 2/ 97 برابر با11شعبا...

...


ادامه ...

درس خارج فقه آیت الله گنجی جلسه صد وبيست ويکم: 5/ 2/ 97 برابر با8شعبان...

...


ادامه ...

درس خارج فقه آیت الله گنجی جلسه صد وبيستم: 4/ 2/ 97 برابر با7شعبان1439...

...


ادامه ...

درس خارج فقه آیت الله گنجی جلسه صد ونوزدهم: 3/ 2/ 97 برابر با6شعبان143...

...


ادامه ...

درس خارج فقه آیت الله گنجی جلسه صد وهجدهم: 2/ 2/ 97 برابر با 5 شعبان14...

...


ادامه ...

درس خارج فقه آیت الله گنجی جلسه صد وهفدهم: 1/ 2/ 97 برابر با 4شعبان143...

...


ادامه ...

درس خارج فقه آیت الله گنجی جلسه صد وپانزدهم: 28/ 1/ 97 برابر با 30 رجب...

...


ادامه ...

درس خارج فقه آیت الله گنجی جلسه صد وچهاردهم: 27/ 1/ 97 برابر با 29 رجب...

...


ادامه ...
01234567

آخرین مباحث تالار علمی امام محمد باقر علیه السلام

درس فقه سال تحصیلی 91

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی و نهم

92/03/13

موضوع :: مباحثی در قاعده فراغ
زمان حجم دانلود پخش
00:33:42 09.64 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم استدلال بر فراغ بنائی کسانی که مراد از فراغ را فراغ بنائی می دانند استدلال کرده اند که اگر مراد ، فراغ بنائی نباشد این قاعده صغری پیدا نمی کند چون در همه جا شک در فراغ حقیقی داریم چون شاید عمل باطل است پس شک در فراغ حقیقی داریم. جواب مصباح از این استدلال در مصباح جواب داده که فراغ حقیقی از عمل ممکن است منتهی عمل را اعم قرار می دهیم از صحیح و فاسد این شخص که سلام گفت حقیقة فارغ شده از نماز اعم از صحیح و فاسد. در ذهن ما فراغ بنائی است معنای عرفی از فارغ شدن یعنی در حالت دیگر باشی کما این که در صحیحه زراره وارد شده اذا کنت قائما علی وضوئک و در مقابلش فرموده صرت فی حالة أخری. شرط دخول در غیر شک حادث بعد از فراغ موضوع قاعده فراغ است آیا دخول در غیر هم شرط است یا شرط نیست؟ در قاعده تجاوز بحث مفصلی است که دخول در غیر شرط است یا نه غالباً گفته اند که دخول در غیر شرط است کلما خرجت عن شیء و دخلت فی غیره ایا دخول در غیر در قاعده فراغ هم شرط است؟ نظر مرحوم نائینی مرحوم نائینی فرموده دخول در غیر شرط است اولاً لقصور المقتضی روایات بعد ما تفرغ و کل ما مضی انصراف دارد و جایی که داخل در غیر نشدی را نمی گیرد داخل در غیر که شد مضیت صدق میکند.ثانیاً بر فرض که روایات هم اطلاق داشته باشد مانع داریم که صحیحه ابی ابی یعفور است که قید زده دخول در غیر را وسائل الشيعة ج‏1 470 42 1244 وَ عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ‏عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِذَا شَكَكْتَ فِي شَيْ‏ءٍ مِنَ الْوُضُوءِ وَ قَدْ دَخَلْتَ فِي غَيْرِهِ فَلَيْسَ شَكُّكَ بِشَيْ‏ءٍ إِنَّمَا الشَّكُّ إِذَا كُنْتَ فِي شَيْ‏ءٍ لَمْ تَجُزْه‏ اشکال بر نائینی مصباح الاصول فرموده این ادعی (دلیل اول) بلادلیل است چون مضی شیء دو مصداق دارد یکی به دخول فی الغیر ویکی خروج از غیر ولو دخول در غیر نشده باشد. ولکن دلیل دوم نائینی هم درست نیست اولاً مرجع ضمیردر (غیره)روشن نیست که غیره غیر آن شیء است یا غیر ان وضوء و ما در سابق گفتیم که ضمیر به شیء می خورد که عمود کلام است لذا این روایة قاعده تجاوز را بیان می کند و در قاعده تجاوز دخول درغیر بحثی ندارد ثانیاً لااقل من الإجمال و مخصص مجمل مضر به مطلق منفصل نیست قدر متیقن را رجوع ضمیر به شیء است را اخذ می کنیم و در مابقی رجوع به اطلاقات می کنیم. ثالثاً فوقش این روایة دخول در غیر را در باب وضوء بیان میکند شاید وضوء خصوصیة دارد کما این که قاعده تجاوز درباب وضوء جاری نبود و وضوء خصوصیة داشت شاید قاعده فراغ هم در وضوء جاری نیست مگر به دخول فی الغیر. قاعدة فراغ عزیمة است یا رخصة؟ آیا قاعده فراغ عزیمة است و واجب است که مضی کند؟ استدلال بر عزیمة ربما یتوهم که عزیمة است چون فامض امر است و امر ظاهر در وجوب است. جواب از استدلال ولکن این توهم باطل است چون فامض کما هو و لا تعید در مقام توهم حذر است شک دارد که نماز صحیح است یا نه بعد از فراغ توهمش این است که باید اعاده کند روایة آمده که فامض یعنی واجب نیست اعاده کنی گذشته از این که ارتکاز هم بر این نیست که اگر اعاده کند جائز نباشد بعید است لذا بر گشت جائز است مگر این که از برگشت محذوری لازم بیاید مثل این که در وسط نماز شک کند ایا تکبیره را صحیح گفت یا نه اگر برگشت محذور شبه زیادة رکن وجود دارد که این شبه هم به اصل عدم زیاده مندفع می شود لذا قاعدة فراغ رخصة است و امتنان. قاعده فراغ و تجاوز قاعدتین او قاعده واحده آیا قاعدة فراغ با تجاوز دو قاعدة است یا یک قاعدة است و ما گفتیم که دو قاعدة هستند قاعدة تجاوز شک در اصل وجود است ولی قاعدة فراغ شک در صحة موجود است. در بحثی که دو قاعده هستند یا یک قاعده باز دو مقام داریم بعضی گفته اند ثبوتاً می توانند یک قاعده باشند و بعضی گفته اند که ثبوتاً هم نمی توانند یک قاعده باشند. کسانی که گفته اند ثبوتاً می توانند یک قاعده باشند یا دو قاعده باشند اثباتاً بحث کرده اند ما ادعایمان این شد که از روایات دو قاعده استفاده می شود و وجهش این است که خطابات با هم فرق می کنند. قاعده فراغ اصل او امارة آیا قاعدة فراغ اصل است یا أماره و گفتیم که قاعده فراغ اصل عملی است و این که مصباح الأصول گفت اماره است به ملاک اصالة عدم الغفلة و اذکریة است در پیش ما صاف نیست قاعده فراغ اصل عملی تعبدی است مثل قاعده بناء علی الأکثر در شک در رکعات. تلخص 1ـ موضوع قاعدة فراغ شک حادث است یعنی مشابه این شک قبلاً نباشد خلافاً للمحقق العراقی 2ـ و شک باید بعد از فراغ باشد به معنی فراغ بنائی 3ـ و شک بعد از فراغ در انطباق مأتی با مأمور به پس شک در وجود امر را و شک در ترک عمدی را نمی گیرد بلکه باید شک کرد انطباق مأتی به با مأمور به در نتیجه باید صورت عمل محفوظ نباشد. 4ـ اما این که شک بعد از فراغ مقید به اذکریة است یا نه؟ در مصباح و سید یزدی شک مقید به اذکریة را قبول کردند ولی ما گفتیم که اذکریة لازم نیست. 5ـ این که قاعدة فراغ که شک بعد از عمل است ایا مقید است دخول در غیر؟ گفتیم که دخول در غیر لازم نیست 6ـ آیا شک بعد از فراغ مختص به صلاة و وضوء است یا عام است؟ گفتیم که عام است هر جایی که صحة و فساد باشد قاعدة فراغ جاری است 7ـ در نهایة بحث محمول قاعدة فراغ را کردیم که فامض آیا رخصة است یا عزیمة و گفتیم که رخصة است نه عزیمة.

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی و هشتم

92/03/12

موضوع :: اختلاف مبنی در حدود قاعده
زمان حجم دانلود پخش
00:42:25 12.01 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم اختلاف نائینی و اقاضیاء در حدود قاعده مرحوم نائینی فرموده موضوع قاعدة فراغ شک حادث بعد از فراغ است یعنی باید همین شک قبلاً منتفی باشدو به تعبیرآقاضیاء مسانخ این شک قبل از عمل منتفی باشد. اقاضیاء فرموده موضوع قاعدة فراغ این است که مسبوق به شک دیگری نباشد چه شک مسانخ باشد یا شک دیگری مثلاً یقین دارد به حدث شک در طهارة و وارد نماز میشود و بعد از نماز هنوز شک دارد اینجا شک مسبوق به شک مسانخ است هر دو بزرگوار می گویند که جای قاعدة فراغ نیست و اما اگر کسی یقین پیدا کرد به حدث بعد شک پیدا کرد که طهارة تحصیل کرده یا نه استصحاب می گوید که لایجوز الدخول فی الصلاة از استصحاب غافل میشود و بعد از غفلة از استصحاب تارة یقین دارد که بعد از غفلت هیچ کاری انجام نداده است که این همان شک سابق است و أخری نماز خواند و بعد از نماز شک کرد ایا بعد از این که شک و یقین پیدا کردم ایا وضوء گرفتم و وارد نماز شدم احتمال میدهد که وضوء گرفته باشد. ثمره بین این دو قول مرحوم نائینی می فرماید که قاعدة فراغ جاری می شود چون این شک حادث است چون شک بخاطر این است که در فترة وضوء گرفته یا نه؟ شک در صحة نماز الان بلحاظ ان فترة شک حادث است ولی اقاضیاء می فرماید چون قبلاً شک داشته قاعدة فراغ جاری نمی شود این شکی که دارم مسبوق به شک غیر مسانخ است چون ظاهر اخبار فراغ این است که شک حادث باشد و این جا شک حادث نیست بلکه مسبوق به شک دیگری است. مرحوم نائینی منبهی می آورد که استصحاب حدث که از علم به حدث بالاتر نیست یقین داشته که محدث است و غافل شد از یقین و نماز خواند و بعد از نماز شک کرد که بعد از علم به حدث وضوء گرفته یا نه؟ همه گفته اند که نمازش صحیح است چطور در فرض علم و غفلة می گویید نمازصحیح است در فرض استصحاب هم نماز صحیح است. حل مطلب مرحوم نائینی فارقی بین دو فرض می آورد (فرض اول علم بالحدث ثم شک ثم غفل و کاری نکرده و صلی و شک که هر دو می گفتند قاعده فراغ ندارد و فرض دوم علم بالحدث فشک ثم غفل فصلی بعد احتمال داد بعد از غفلة وضوء گرفته)در فرض اول استصحاب حدث میگوید که حدث دارد فشک و بعد از آن کاری نکرده استصحاب میگوید انت المحدث پس بطل صلاتک ولی فرض دوم یقین به حدث داشته بعد شک در بقاء حدث کرده و استصحاب حدث را تا زمان غفلة ثابت می کند ولی فاصله غفلة تا نماز را استصحاب ساکة است در اینجا قاعدة فراغ جاری میشود. اشکال اقاضیاء بر این فارق هر اماره ای یا هر اصلی و حجتی مادامی که هست اعتبار دارد یقین داشتید که این صحیح بوده و امروز شک در یقین دارید که یقین از حجیة می افتد این استصحاب که در فرض اول جاری است به غفلة از بین می رود و استصحاب بعد از نماز هم محکوم قاعدة فراغ است به عبارتی استصحابی که مانع از قاعده فراغ است به غفلة از بین رفته است و استصحاب بعد از فراغ هم محکوم قاعده فراغ است فلافرق بین الفرضین. فرمایش اقاضیاء که فرمود تحلیل نائینی نادرست است حرف تمامی است ولکن اصل فرمایش نائینی که استظهار از خطابات است حرف صحیحی است چون برای این که صدق کند شک بعد از فراغ کفایة می کند که شک ها مسانخ نباشند و اما اگر احتمال می داد که بین فاصله غفلة و نماز وضوء گرفته باشد الان که شک دارد در صحة نماز بعد از فراغ شک حادث است. لذا اگر قبل از نماز شک داشته باشد که وضوء دارد یا نه بعد یقین پیدا کرد که وضوء دارد و نماز خواند بعد شک کرد که آن یقین درست بوده یا نه؟ این شک حادث است با این که قبل از نماز هم شک در حدث داشت چون ان شکی که قبل از نماز بود منشاش این بود که وضوء گرفته یا نه؟ این شکی که الان دارد شک در آن یقین دارد این شک که در صحة یقین دارد شک حادث است. بقی مطلبان مراد از فراغ موضوع قاعدة فراغ شک در فراغ است ، مراد از فراغ چیست فراغ حقیقی یا فراغ بنائی؟ دو نظر است: آقای خویی فرمود مراد فراغ حقیقی است مثل همه الفاظ که به حقیقی انصراف دارد. آقای حکیم فرموده مراد فراغ بنائی است یعنی بعد از این که خودت را فارغ دیدی. ثمره بین دو قول در جایی که شک در جزء اخیر کند مثل شک در سلام نماز یا مسح پای چپ آقای خویی فرموده قاعدة فراغ جاری نیست چون احراز نکرده فراغ حقیقی از نماز را اگر بعد از سلام شک در رکوع کرده بود فراغ حقیقی صدق می کرد ولی شک در جزء اخیر شک در فراغ حقیقی است. آقای حکیم می فرماید که این شخص خودش را فارغ از نماز یا وضوء می بیند ولو موالات هم باقی باشد.

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی و هفتم 

92/03/11

موضوع :: خصوصیت دوم و سوم و چهارم
زمان حجم دانلود پخش
00:39:10 11.02 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم خصوصیت دوم: عمومیة قاعده از خصوصیات قاعدة فراغ این است که این قاعدة هر چند در صلاة و طهور آمده است ولی اختصاص به صلاة و طهور ندارد بلکه شامل همه مرکبات و حتی عقود و ایقاعات را می گیرد و ظاهراً مشهور هم قائل به عمومیة هستند. وجه عدم عمومیة وجه توهم عدم عمومیة این است که در خیلی از این روایات از صلاة و طهور صحبت شده است و در بعضی از إعادة صحبت شده سبب شده توهم شود که این قاعدة اختصاص دارد به مرکبات شرعیة مثل حج و صوم .. امّا این که در هرچیزی که شک کنیم قاعدة فراغ جاری شود نیست مثل قاعدة اصالة الصحة در فعل غیر نیست. جواب از توهم ولکن این توهم لا مجال له تارة مبنای مصباح را دارید که قاعدة فراغ قاعدة عقلائی است که امر واضح است که یک امر عقلائی اختصاص به مرکبات شرعیه داشته باشد و أخری مبنی این است که قاعدة فراغ قاعدة تعبدیة است مثل شکوک بناء بر این که قاعده فراغ ، قاعده تعبدیة باشد باید روایات را دید و به ملاحظه روایات می بینیم که بعضی از روایات اطلاق دارد و این که از صلاة و طهور سئوال می کردند بخاطر این بوده که محل ابتلاء بوده است مثل کلما شککت فیه..فامض کما هو. خصوصیت سوم : جریان قاعده در اثناء عمل قاعدة فراغ علی رغم عنوانش که به ذهن می زند که بعد از عمل جاری می شود در اثناء هم جاری می شود فراغ از عمل از کل باشد یا از جزء. جریان قاعده در اجزاء در اثناء عمل اگر کسی در اثناء عملی شک کرد در تمامیة جزء قبل مثل این که در حال قرائة شک کرد که تکبیره را صحیح گفت یا نه؟ قاعدة فراغ جاری می شود مما قد مضی اطلاق دارد و شامل اجزاء می شود. جریان قاعده در شرائط در اثناء عمل نسبه به شرائط در اثناء یک بحثی است که قاعدة فراغ جاری است یا نه؟ بر فرض که قاعدة فراغ شرط أجزاء قبل را درست کند ولی شرط اجزاء بعد را نمی تواند درست کند قاعده فراغ درست کرده که دو رکعت که خواندی صحیح است و اما دو رکعت بعد را نمی تواند درست کند. تفصیل در شرائط لذا نسبت به شرائط فصیل داده اند کسی که شک می کند درشرائط تارة در حال شک واجد شرط است و شک می کند که قبلاً هم این شرط بوده است یا نه؟ مثل این که در اثناء شک می کند رکعة سابق رو به قبله خوانده است و الان رو به قبله است در اینجا مشکلی نداریم و قاعدة فراغ جاری می شود. و أخری زمانی که شک می کند فاقد آن شرط است ولو به یک اصل عملی. در فاقد شرط هم تارة آن شرط ، شرط اکوان متخلله است و أخری شرط افعال صلاة است. اگر شرطی که فاقد است شرط افعال باشد مثل این که الان می بیند لباسش خون تازه دارد شک دارد که رکعة قبل را با لباس طاهر خوانده یا با لباس نجس و شرط طهارت خبثی شرط افعال است نه اکوان متخلله لذا نسبه به ما سبق واجد شرطیم تعبداً به قاعدة فراغ و نسبة به ما بعد محصل شرطیم بالوجدان. و اما اگر شرط اکوان باشد اینجا لامجال للقاعدة الفراغ مثل این که در اثناء نماز شک می کند که وضوء گرفت یا نه؟ از زمان شک استصحاب می گوید که فاقد طهارة هستید و قاعدة فراغ نسبة به ما سبق لغو است چون زمان التفات که اکوان متخلله است قاعده فراغ ندارد و محدث است لذا نماز باطل است. ولکن مصباح الأصول در فقه می فرمود لا صلاة الا بطهور فقط شرطیة طهارة در افعال را فقط بیان می کند ولی اینجا فرمود شرطیة طهارة هم در اجزاء است و هم در اکوان لذا انچه که در اینجا بیان فرموده مناقض آنچه است که در فقه فرموده است. تحصل قاعدة فراغ کما تجری بعد الفراغ عن کل العمل تجری بعد الفراغ عن جزء العمل مگر این که تعبد به صحة به ما سبق اثر عملی ندارد مثل شرطی که شرط اکوان متخلله باشد و ما فاقد آن شرط باشیم. خصوصیت چهارم عدم جریان قاعده درشک قبل از عمل قاعدة فراغ در جایی جاری می شود که شک حادث بعد از عمل باشد چه جزء و چه کل اما اگر شک قبل از عمل باشد جای قاعدة فراغ نیست. اصل این شرطیة جای بحث ندارد مثل شک در قاعدة حیلوله(الوقت حائل) که موضوعش شک بعد از وقت است لذا اگر در داخل وقت شک کرد که نمازش را خوانده یا نه قاعده حیلوله جاری نمی شود. حدود قاعده کلام در حدود موضوع قاعده فراغ است مثلاً کسی التفات پیدا کرده که محدث است و شک کرد که وضوء گرفته یا نه؟ بعد غفلة عارض شد و نماز خواند و شک کرد که وضوء گرفته و نماز خوانده که هم قبل از نماز شک دارد و هم بعد از نماز آیا این شک بعد از نماز داخل شککت بعد ما تفرغ است یا نه؟ تنقیح و دیگران تفصیل داده اند که تارة می داند که بعد از شک اولی وضوء نگرفته است که در این صورت این شک بعد از نماز همان شک سابق است و شک حادث نیست و أخری احتمال می دهد بعد از شک وضوء گرفته است در این صورت شک بعد از نماز شک حادث است.

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی و ششم

92/03/08

موضوع :: فرع پنجم
زمان حجم دانلود پخش
00:42:30 12.03 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم در ذهن ما حرف مشهور است که در موارد احتمال نقصان عمدی جای فراغ نیست انصاف این است که کسی که اذکریة را شرط می داند مثل آقای خویی و صاحب عروه در اینجا مشکل را حل می کنند چون کسی که احتمال می دهد فعلی را عمداً ترک کرده اذکریة در حقش معنی ندارد واما اگر اذکریة را شرط ندانیم که لعل مشهور هم همین طور باشد مثل اینکه وضوء گرفته بعد در قنوت مانعی دردستش دیده که با غفلة تام وضوء گرفته است آقای خویی فرموده که قاعدة فراغ جاری نیست دیگران می گویند که قاعدة فراغ جاری می شود. و اما اگر گفتیم که کل ما مضی من صلاتک و طهورک فامض کما هو اطلاق دارد اذکریة شرط نیست آیا این مورد را می گیرد یا نه ؟ در ذهن ما این است که این مورد را نمی گیرد ادعای ما این است اخبار قاعدة فراغ انصراف دارد از جایی که شک بخاطر نقصان عمدی است یعنی بعد از فراغ شک کند که سهواً چیزی را کم یا زیاده کرده یا نه و اما اگر احتمال در بین نماز عمداً کاری کرده را شامل نمیشود. مناسب شک بعد از فراغ این است که سهوی رخ داده باشد و اما اگر احتمال تعمد میدهد مناسبة ندارد که بگوییم شکش بعد از فراغ حادث شده بلکه شکش قبل از فراغ هم حادث میشود. فرع پنجم : شمول قاعده شبهات حکمیه را مورد دیگر این است که قاعدة فراغ شامل شبهات حکمیه میشود یا نه؟ قدر متیقن از قاعدة فراغ شبه موضوعیه است. معروف این است که قاعدة فراغ شامل شبه حکمیه نمی شود مثل این که سوره را عمداً نخوانده است بعد از نماز شک می کند که نماز صحیح است اگر سوره واجب نباشد و باطل است اگر سوره واجب باشد که منشأ شک شبه حکمیه است نظر اقای خویی آقای خویی که اذکریة را شرط می داند راحت است چون این که شارع فعلی را واجب کرده یا نه ربطی به اذکریة ندارد. در ذهن ما هم این است که روایات فراغ انصراف دارد به شکی که به خود مکلف بر می گردد ولی این که شارع امر دارد یا ندارد به مکلف ربط ندارد به تعبیر نائینی قاعدة فراغ در شک مطابقة مأتی به ما مأمور به است اما شک در مطابقة مأمور به مأتی به جای قاعدة فراغ نیست. یک استثناء در شمول قاعدة شبهات حکمیه را بله بعضی از موارد هست که شبه حکمیه سبب میشود شک در عمل خودم پیدا کنم مثل این که کسی نماز خوانده سابقاً بلاسوره و الان شک دارد این که نماز ها را بلاسوره خوانده عن تقلید بود پس عمل به امر ظاهری کرده و مجزی است یا عن تقلید نبوده که عمل به امر ظاهری نکرده و مجزی نیست و شبه حکمیه است چون در حقیقة شک دارد که اگر تقیلد کرده امر ظاهری داشته و اگر تقلید نکرده امر ظاهری نداشته در اینجا شک در حکم شارع است ولی همراهش عمل خود مکلف هم هست در اینجا قاعدة فراغ جاری است. تحصل در قاعدة فراغ اذکریة شرط است یا شرط نیست؟ آقای خویی فرموده که اذکریة شرط است لقصور المقتضی و لوجود المانع روایات اطلاق ندارد روایات امضاء سیره عقلاء است و سیره در فرض اذکریة است و بر فرض که اطلاق داشته باشد موثقه ابن بکیر هو حین یتوضوء اذکر مقید است. ما سیره را منکر شدیم و بر فرض که سیره هم باشد اطلاق روایات تمام است و موثقه ابن بکیر هم حکمة است و مقید نیست أضف الی ما ذکرنا که بعید است موثقه ابن بکیر مقید این همه روایات امض باشد. اثار شرطیة اذکریة اگر اذکریة شرط باشد باید در بسیاری از موارد قاعده فراغ جاری نباشد. • یکی این که مع غفلة فعلی را اتیان کرد قاعدة فراغ جاری نمیشود. • دوم قضیه احراز امر را مرتبط کرده بود به اذکریة و ما گفتیم که احراز امر ربطی به قضیه اذکریة ندارد ولی احراز امر لازم است. • سوم قضیه صورت عمل بود که آقای خویی فرمود از اذکریة به سراغ صورت عمل محفوظ نباشد می رویم و ما گفتیم که محفوظ بودن صورت عمل ربطی ندارد و لکن اصل کبری درست است که باید صورت عمل به این معنی که شک به فعل خودش برگردد باید محفوظ باشد. • چهارم احتمال نقصان عمدی بود که ایشان اذکریة را به آن ربط داده بود ولی ما گفتیم که اذکریة جواب واضح تری است ولی مبتنی بر أذکریة هم نیست. • پنجم قضیه شبه حکمیه و موضوعیه است که با اذکریة اختصاص به شبه موضوعیه دارد و اگر اذکریة را هم که قبول نکنیم قاعدة فراغ مختص به شبهات موضوعیه است و در مثال تقلید که بیان شد لبش بر می گردد به شبه موضوعیه.

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی و پنجم

92/03/07

موضوع :: سه فرع در مسأله
زمان حجم دانلود پخش
00:43:00 12.03 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم یکی از فروعات این بود که بنابر لزوم اذکریة اگر شک در صحة و فساد ناشی شده باشد از شک اصل وجود امر قاعدة فراغ جاری نیست مثل این که نماز را خواند و بعد از نماز شک کرد که وقت داخل شده یا نه که شک ناشی شده از این که امر فعلی شده یا نه که شک در فعل غیراست. ما عرض کردیم که درست است شک در فعل غیر است ولی اذکریة هم معنی دارد چون فعل غیر مربوط به فعل من هم میشود لذا این که در مواردی که شک ما منشأش شک در امر است اذکریة محقق نیست حرف باطلی است بنابراین اگر نماز را خوانده بعد از طلوع شمس شک کرد که نماز بعد از وقت بود یا قبل از وقت حتی بنابر اذکریة قاعدة فراغ جاری است. ولکن مع ذلک می گوییم قاعدة فراغ در جایی که شک کنیم در امر مولی و در حال شک هم باز شک در امر داشته باشیم قاعدة فراغ جاری نیست همان که سید در مسأله 7 احکام اوقات بیان کرده است نماز صبح را خواند بعد شک کرد که وقت داخل شده یا نه؟ نمی توان گفت اعاده لازم نیست چون خلاف ارتکاز است. ما ادعایمان این است که قاعدة فراغ با شک در امر و تکلیف در زمان جریانش قاعدة فراغ جاری نیست کسی که نماز صبح را خوانده و بعد از نماز شک دارد که وقت داخل شده یا نه؟ قاعده فراغ در حقش جاری نیست قاعدة فراغ در جایی جاری است که اگر فامض نبود باید عمل را تدارک کنیم در جایی که اصل امر ثابت نیست قاعدة فراغ هم نبود اعاده لازم نیست قاعده فراغ یک تسهیل است و جلو قاعده اشتغال را می گیرد ادعای ما این است که فرضی که اصل امر ثابت نیست قاعده فراغ هم نبود اعاده لازم نبود الان کسی که غسل کرده برای جنابة بعد از غسل کرده جنب بود یا نبود قاعده فراغ هم که نباشد امر به غسل ندارد مع الشک چون استصحاب می گوید جنب نبودی و غسل لازم نیست و هکذا در دخول وقت در ظرفی که شک در دخول وقت دارد استصحاب میگوید وقت داخل نشده و نماز واجب نیست و جای وجوب اعاده ندارد لذا قاعدة فراغ هم جا ندارد. بله اگر بعد از دخول وقت شک کرد یقین دارد که الان امری توجه پیدا کرده و شک دارد که نمازی که خوانده داخل وقت بوده که تدارک امر لازم نیست یا قبل از وقت بوده و تدارک لازم است که در اینجا قاعده فراغ می گوید ان امری که قطعاً به تو توجه پیدا کرده امتثالش را نمی خواهم. حفظ صورت عمل در مصباح فرموده چون اذکریة شرط است پس هر جا صورت عمل محفوظ است جای اذکریة نیست و قاعدة فراغ جاری نیست مثل این که نماز خوانده به جهة معینه و بعد شک کرده که جهة معینه قبله است یا نه چون صورت عمل محفوظ است جای قاعده فراغ نیست یا وضوء گرفته به آبی بعد شک کرده که آب مطلق بود یا مضاف چون صورت عمل محفوظ است جای اذکریة نیست قاعده فراغ جاری نمیشود. عرض ما این است که کبری درست است که از شرائط جریان قاعده فراغ این است که صورت عمل محفوظ نباشد حرف حقی است اصلاً مورد قاعد فراغ جایی است که نمی داند مأمور به مطابق مأتی به است یا نه؟ صورت عمل محفوظ نیست یا از جهة بعض اجزاء مثل این که شک دارد نمازش با رکوع بوده یا نه یا از جهة شرائط مثل این که شک دارد نماز با طهارة بوده یا نه و هکذا شک دارد که نماز روبه قبله بوده یا نه؟منتهی یک بار صورت عمل محفوظ نیست بخاطر فعل اختیاری که وضوء گرفته یا نه و یک بار بخاطر امر واقعی است که نمی داند کعبه در کدام جهة است. به قول اقاضیاء که فرموده این که شک داریم عمل صحیح است یا نه اعم است از این که شک داشته باشد در واجدیة للأجزاء و الشرائط یا شک داشته باشد در مصداقیة للواجب. لذا محفوظ نبودن صورت عمل یعنی روشن نیست نه آن بیانی که اقای خویی داشت که محفوظ نبودن یعنی می داند چه کرده است ممکن است بداند که چه کرده ولی صورت عمل محفوظ نباشد مثل این که کسی مدتی از عمرش را بلاسوره نماز خوانده است شک کرده که ترک سوره عن تقلید بوده که نمازها صحیح است یا ترک سوره عن تقلید صحیح نبوده است که در اینجا قاعده فراغ جاری است و خود اقای خویی در مصباح تصریح کرده که در این مثال صورت عمل محفوظ نیست چون نمی داند که عمل عن تقلید بوده یا بلا تقلید بوده لذا قاعده فراغ جاری می شود همین بیان در این دو مثال گذشته هم می آید نمازی خوانده به جهة معینة و وضوء گرفته با مایع معین و الان شک دارد که نمازش الی القبله بوده است که صورت عمل محفوظ نیست. اصلا قاعده فراغ شأن نزولش در جایی است که مأتی به را نمی داند شک دارد که مطابقة دارد مأتی به با مأمور به نه این که شک داشته باشد که چه کرده است. بله مواردی است که شک در مطابقة نیست ولی صورت عمل محفوظ است مثل موارد شبه حکمیه نماز را خوانده بدون جلسه استراحة بعد از نماز به فکر افتاده که جلسه استراحة واجب است یا واجب نیست؟ که در اینجا قاعدة فراغ جاری نمیشود قاعده فراغ در جایی است که مأمور به مشخص است و شک در مأتی به است ولی در جایی که اصل مأمور به را شک دارد و شبه حکمیه است مجرای قاعده فراغ نیست. فرع چهارم : شک ناشی از ترک عمدی یا سهوی جایی که شک کنیم در صحة و فساد از جهة ترک عمدی مثل اینکه عمداً تکلم کرد یا عمداً استدبار کرد در مصباح الأصول فرموده قاعدة فراغ در مواردی که منشاء شک ترک عمدی باشد جاری نیست چون أذکر صدق نمی کند أذکر در مورد کسی است که ترک نسیانی داشته باشد ولی کسی که احتمال می دهد که عمداً تکلم کرده یا استدبار کرده ربطی به اذکریة ندارد. نظر آقاضیاء مرحوم آقاضیاء عکس این حرف را بیان کرده که قاعدة فراغ اولی است که عمدی را بگیرد اساس قاعدة فراغ ظاهر حال شخصی است که در سدد اطاعة بر آمده است و موثقه هم همین را بیان می کند که در حالی که در سدد اطاعة بر آمده بود مواظبتش بیشتر بوده است و شاه فرد قاعده فراغ جایی است که می داند عمداً آورده است چون قدر متیقن حال مطیع این است که عمداً ترک نمی کند لذا ظاهر حال ترک عمدی را نفی می کند اولاً و ترک سهوی را در رتبه بعد. اشکال بر نظر آقاضیاء و لکن انصاف این است که قاعدة فراغ تعبدی است و ربطی به ظاهر حال ندارد کأن ایشان می گوید قاعدة فراغ در عمل خود مثل اصالة الصحة در عمل غیر است همان طور که اصالة الصحة در فعل غیر اساسش ظاهر حال قاعده فراغ هم اساسش ظاهر حال است و بعیدتر این است که ایشان هو حین یتوضوء اذکر را هم معنی کرده به ظاهر حال این که ایشان چطور از این عبارة ظاهر حال فهمیده معلوم نیست. شمول قاعده ترک عمدی را اما اصل مطلب که آیا قاعدة فراغ ترک عمدی را می گیرد یا نه ؟ در مصباح فرمود به خاطر اذکریة نمی گیرد. ادعای ما این است که قاعدة فراغ ترک عمدی را نمی گیرد ولو اذکریة را قبول نداریم ، قاعدة فراغ مختص است به جایی که ترک سهوی باشد این روایات کسی را می گوید که در مقام امتثال تکلیف بوده و شخصی که عمدا ترک کند در مقام امتثال تکلیف نیست روایات قاعدة فراغ اطلاق ندارد و این قاعدة فقط نقصانهای از روی غفلة را جبران کند و اینکه بخواهد نقصانهای عمدی را هم بگیرد خلاف ارتکاز است

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی و چهارم

92/03/06

موضوع :: سه فرع در مسأله
زمان حجم دانلود پخش
00:39:25 11.02 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم فرع اول : شک ناشی از غفلة حین عمل مثال زدیم به مورد روایة که در وقت غسل غافل بود و انگشترش را نچرخاند الان شک دارد که شاید از باب اتقاق آب رسیده باشد اقای خویی می فرماید که این وضوء و غسل محکوم به صحة نیست. موافقه نائینی و سید مرحوم نائینی در این فرع مثل سید یزدی فرموده محکوم به صحة نیست با این که نائینی مبنی را قبول نکرده و فرمود کل ما مضی من صلاتک و طهورک اطلاق دارد فرض علم به غفلة را هم می گیرد و در اجود مثال زده که کسی با غفلة تمام وارد نماز شد بعد از نماز شک کرد که وضوء گرفته یا نه گفته این نماز صحیح است ولی اینجا فرموده که این وضوء یا غسل محکوم به صحة نیست تعلیل کرده که چون صورت عمل محفوظ است. سیأتی که آقای خویی هم فرموده اگر در جایی صورت عمل محفوظ بود و شک کرد در صحة بطلان جای قاعده فراغ نیست مثل این که می داند به سمت مقابل نماز خوانده است و شک دارد که رو به قبله بود یا نه؟ که چون صورت عمل محفوظ است جای قاعده فراغ نیست. ولکن احتمالاً غفلتی شده از نائینی که فرموده دراین مثال (انگشتر)صورت عمل محفوظ است چون واضح است که صورت عمل محفوظ نیست عمل من جریان الماء است به تمام اعضاء شک دارد که وصول الماء شده یا نه؟ پس صورت عمل محفوظ نیست بخلاف جهة قبله که می داند به این سمت نماز خوانده است ولی نمی داند که سمت قبله است یا نه؟ در اینجا می داند که انگشتر را نچرخانده است ولی چرخاندن و نچرخاندن انگشتر که جزء عمل نیست و اما نسبت به صورت العمل که غسل و وضوء است صورت علم محفوظ نیست نمی دانم آنچه که محقق شده وضوی تام است یا وضوی ناقص. فرع دوم : شک ناشی از فعل مکلف یا فعل مولی این است که شک در صحة و فساد عمل تارة بخاطر امری است که به مکلف بر می گردد شک دارد که نماز را با وضوء خوانده یا نه؟ ما مضی آن را می گیرد و أخری شک در صحة و فساد بخاطر چیزی است که ربطی به مکلف ندارد مثل این که شک در صحة و فساد بخاطر این است که این عمل امر مولی را داشته است یا نه؟ مثل این که غسل جنابة کرد بعد شک کرد که جنب بوده و امر داشته یا جنب نبوده و امر نداشته است یا نماز صبح را خوانده بعد شک می کند که اذان شده یا نه که شک در نماز بخاطر این است که امر دارد یا نه؟ اقای خویی فرموده بناء بر آنچه که گفتیم قاعدة فراغ در جایی است که منشاء شک بر گردد به فعل مکلف آنجاست که إذکریة معنی دارد و اما اگر منشاء شک امری است که بر می گردد به مولی معنی ندارد که بگویید هو حینما یتوضوء اذکر مسأله أمر مولی ربطی به مکلف ندارد که اذکریة فائده داشته باشد. و اما کسی که اذکریة را شرط نمی داند نمازی خوانده و شک دارد که صحیح است یا نه؟ولو از باب این که شک در وجود امر باشد فامض آن را می گیرد. این جهة معلوم باشد این که ایشان مثلا زده به شک در دخول وقت باید مراد صورتی باشد که وقت شک هم نمی داند وقت داخل شده یا نه؟ و اما اگر در زمان شک وقت داخل شده باشد صاحب عروه که اذکریة را شرط می داند فرموده این نماز صحیح است به قاعدة فراغ. اشکال بر آقای خویی ولکن در ذهن ما این است که وقتی امر مولی را در زمان جریان قاعدة فراغ احراز نکرده باشیم قاعده فراغ جاری نیست درست است نه از باب اذکریة حتی کسانی که امض کما هو را با علم به غفلة امض را جاری میکنند هم میگویند حکم به صحة نمی شود نماز صبح را خوانده و شک کرده اذان را گفته اند یا نه قاعده فراغ جاری نمیشود نه از باب اذکریة وجهش منحصر به اذکریة نیست اذکریة هم که شرط نباشد قاعده فراغ جاری نیست چون اخبار قاعده فراغ ناظر به مقام امتثال است بعد از فراغ از اشتغال ما مضی من صلاتک و طهورک یعنی طهوری را که برای امتثال امر قطعی اوردی شک دارد مأتی به مطابق با مأمور به است یا نه؟ ادله قاعده فراغ اطلاق ندارد نمی فرماید هر چیزی را شک دارید صحیح است یا باطل حتی از باب این که نمی دانید امر دارد یا نه. عدم شمول این اخبار قاعده فراغ نسبت به این دو مثال از جهة این نیست که اذکریة شرط است اذکریة هم شرط نباشد باز اخبار اطلاق ندارد مواردی را که شک داریم که امر دارد یا نه قاعده فراغ نمی گیرد لذا صاحب عروه تفصیل داده که اگر زمان شک هنوز نمی دانی وقت داخل شده قاعده فراغ جاری نیست و اما اگر زمان شک وقت داخل شده و امر قطعی شده قاعدة فراغ جاری است. فرع سوم : شک ناشی از امر اختیاری یا اتفاقی اقای خویی در فرع سوم فرموده که تارة منشاء شک در صحة و فساد امری است اختیاری و أخری امری است که اختیار مکلف نیست بلکه مربوط به اتفاق است. اگر شک در صحة و فساد به خاطر امر اختیاری قاعدة فراغ جاری میشود و اما اگر شک بخاطر صدفه و اتفاق باشد قاعدة فراغ جاری نمیشود مثل اینکه نماز خوانده به جهتی بعد شک می کند که به جهة قبله بوده یا نه؟ چون اگر به جهة قبله باشد نماز صحیح است بخاطر اتفاق و اگر باطل باشد بخاطر این است که جهة قبله نبوده اسم این را گذاشته صورت عمل محفوظ است و قاعده فراغ جاری نمی شود مثل دوم وضوء گرفته با مایع سمت راست و بعد شک کرده که ایا آب است یا مضاف است که صورت عمل محفوظ است و اگر وضوء صحیح باشد منشائش تصادف و اتفاق است بخلاف جایی که نماز خوانده ولی نمیداند که به چه جهتی نماز خوانده است که دراینجا نمازصحیح است بخلاف جایی که وضوء گرفته ولی نمیداند با ظرف سمت راست وضوء گرفته یا سمت چپ شاید با ظرفی که اب بوده وضوء گرفته که قاعده فراغ جاری میشود. دلیل اینکه در دو مثال اول قاعده فراغ را جاری نمیداند ولی در دو مثال بعد جاری میداند قضیه اذکریة است وقتی که صورت عمل محفوظ است اذکریة معنی ندارد. موافقه مرحوم نائینی با اقای خویی مرحوم نائینی هم که می فرمود اذکریة حکمة است باز این شرط را قبول کرده که باید صورت عمل محفوظ نباشد تا قاعده فراغ جاری شود. اشکال بر اقای خویی ولکن در ذهن ما این است که فرمایش آقای خویی درست نیست این که فرموده در موارد اتفاق اذکریة محقق نیست لااقل فی الجمله این طور نیست در این دو مثالی که زده این قضیه اذکریة صادق است به یک جهة مقابل نماز خوانده است بعد شک کرد که قبله در این جهة بوده است یا نه که اذکر صدق می کند می گوییم این که این جهة را انتخاب کردی بخاطر این بود که اذکر بودی. یا در مثال آب می گوییم وقتی که وضوء می گرفت اذکر بود پس وضوی با آب مطلق را انشاء الله انجام دادی. نائینی فرموده : ما از باب فقد اذکریة نمی گوییم قاعده فراغ جاری نیست ولی ما شرط می دانیم در جریان قاعدة فراغ که صورت عمل محفوظ نباشد اگر صورت عمل محفوظ باشد اخبار قاعدة فراغ آن را نمی گیرد. کل ما مضی من صلاتک و طهورک فامض کما هو باید ما مضی را ندانی چه طور اتیان کرده ای چون اگر صورت عمل محفوظ باشد کل ما مضی آن را نمی گیرد .

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

درس فقه آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی و سوم

92/03/05

موضوع :: چند نکته در قاعده فراغ و صور مسأله
زمان حجم دانلود پخش
00:39:10 11.02 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم نکات : 1. روایة محمد بن مسلم حِينَ انْصَرَفَ أَقْرَبَ إِلَى الْحَقِّ مِنْهُ بَعْدَ ذَلِك‏ که آقای خویی سندش را قبول ندارد ولی به عنوان مؤید آورده است. یک شبه ای در دلالة این روایة هست که این روایة قاعدة یقین را بیان می کند چون حضرت فرمود وقتی شک کند بین سه و چهار و یقین پیدا کرد و یقین پیدا کرد به چهار رکعت و کان یقینه انه قد اتم صلاته فرض یقین کرده بعد شک کرد به ان شک اعتناء نکند ان شک بعدی شک ساری است زمان انصراف یقین داشت که چهار رکعة است بعد شک کرد در یقین و یقین از بین رفت این روایة شبه قاعده یقین را دارد قاعده یقین مشکل اثباتی دارد و بعضی میگویند روایات استصحاب مفادش قاعده یقین است شاید قاعده یقین هم مثل قاعده استصحاب حق باشد وسائل الشيعة ج‏8 246 27 باب عدم بطلان الصلاة بالشك.. 10552 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ إِنْ شَكَّ الرَّجُلُ بَعْدَ مَا صَلَّى فَلَمْ يَدْرِ أَ ثَلَاثاً صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً وَ كَانَ يَقِينُهُ حِينَ انْصَرَفَ أَنَّهُ كَانَ قَدْ أَتَمَّ لَمْ يُعِدِ الصَّلَاةَ وَ كَانَ حِينَ انْصَرَفَ أَقْرَبَ إِلَى الْحَقِّ مِنْهُ بَعْدَ ذَلِك‏ 2. آقای خویی در مصباح فرموده روایة خاتم حکم نفسی را بیان می کند و ناظر به شک در وصول الماء نیست چون کسی که شک در وصول الماء دارد باید علم به وصول پیدا کند به حکم صحیحه علی بن جعفر وسائل الشيعة ج‏1 467 41 باب وجوب إيصال الماء إلى ما تحت.. 1240 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ عَلَيْهَا السِّوَارُ وَ الدُّمْلُجُ فِي بَعْضِ ذِرَاعِهَا لَا تَدْرِي يَجْرِي الْمَاءُ تَحْتَهُ أَمْ لَا كَيْفَ تَصْنَعُ إِذَا تَوَضَّأَتْ أَوِ اغْتَسَلَتْ قَالَ تُحَرِّكُهُ حَتَّى يَدْخُلَ الْمَاءُ تَحْتَهُ أَوْ تَنْزِعُهُ وَ عَنِ الْخَاتَمِ الضَّيِّقِ لَا يَدْرِي هَلْ يَجْرِي الْمَاءُ إِذَا تَوَضَّأَ أَمْ لاكَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ إِنْ عَلِمَ أَنَّ الْمَاءَ لَا يَدْخُلُهُ فَلْيُخْرِجْهُ إِذَا تَوَضَّأ یک تعارضی است بین صدر و ذیل صدر می گوید إِذَا تَوَضَّأَتْ أَوِ اغْتَسَلَتْ قَالَ تُحَرِّكُهُ حَتَّى يَدْخُلَ الْمَاءُ تَحْتَهُ أَوْ تَنْزِعُهُ که ظاهرش این است که علم پیدا کند و احراز را لازم می داند ولی ذیل می فرماید إِنْ عَلِمَ أَنَّ الْمَاءَ لَا يَدْخُلُهُ فَلْيُخْرِجْهُ إِذَا تَوَضَّأعدم احراز را کافی می داند. ما تعارض صدر و ذیل را این طور حل کرده ایم که اینها ربطی به قاعده فراغ ندارد و قبل از عمل است و إِنْ عَلِمَ أَنَّ الْمَاءَ مفهوم ندارد صدر می گوید باید احراز کنید که وصول الماء شده است که علی القاعدة است و این إِنْ عَلِمَ أَنَّ الْمَاءَ مفهوم ندارد در حقیقة حضرت جواب سئوال را داده اند إِنْ عَلِمَ تکرار آنچه است که در بطن سئوال است چرا که خاتم الضیق وصول الماء نمی شود و حضرت فرموده وقتی که خاتم ضیق است و می داند که وصول الماء نمیشود خاتم را خارج کند. 3. در روایة حسین بن ابی العلاء وارد شده که فَإِنْ نَسِيتَ حَتَّى تَقُومَ فِي الصَّلَاةِ فَلَا آمُرُكَ أَنْ تُعِيدَ الصَّلَاة توهم شده که باید تفصیل داد بین این که غفلة محضه است اگر وارد فعل دیگری شده باشد حکم میکنیم وضوء صحیح است و قاعدة فراغ جاری است واما اگر هنوز وارد نماز نشده و متذکر شد که خاتم را نچرخانده است باید وضوء را اعاده کند به مفهوم همین روایة که می فرماید اگر یادت رفت که انگشتر را بچرخانی حتی تقوم فی الصلاة فلاآمرک ان تعید الصلاة مفهومش این است که اگر یادت رفته بود بچرخانی و قبل از نماز یادت امد آمرک که وضوء بگیری. و لکن در ذهن ما استبعاد دارد مفهوم فَلَا آمُرُكَ أَنْ تُعِيدَ الصَّلَاة مفهومش این است که اگر وارد نماز نشدی امر می کنم به نماز و این امر به نماز ملازمه با لزوم ندارد و مشابه در روایات دارد که ائمه علیهم السلام در کثیر از موارد جایی که مستحب مأکد بوده فرموده اند که ما امرتان می کنیم ما ظهور آمرک در وجوب اعاده مشکل داریم. مضافاً که مناسبة قاعدة فراغ همان فراغ از عمل است و بعید است که دخول در فعل دیگر شرطش باشد. کسی که فراموش کرده خاتم را بچرخاند خوب است که وضویش را اعاده کند مگر این که وارد نماز شده باشد چون شکستن نماز یک بدی دارد آن خوبی را کنار می زند. تحصل : در قاعده فراغ دو مبنای مهم است که احکام کثیره ای بر این دو مبنی مبتنی است یک مبنی این بود که قاعدة فراغ ضیق است و اذکریة لازم است یعنی صدق کند آن وقت که توجه داشتی خطاء بعید است و یک مبنی این است که قاعدة فراغ قوامش به اذکریة نیست و همین که گذشت فامض کما هوفقط مضی کافی است. صور مسأله مرحوم آقای خویی بر مبنای خودش مبتنی کرده پس قاعدة فراغ در موارد علم به غفلة جاری نمیشود مکلف که بعد از عمل شک می کند یکی از این سه حالة را دارد تارة احراز می کند التفاتش را الان که از وضوء فارغ شده احراز می کند التفاتش را حین العمل. تارة احراز نکرده است التفات را حین العمل و احتمال التفات را میدهد. ثالثة یقین دارد به عدم التفات حین العمل. آقای خویی فرموده در صورت اول و دوم قاعدة فراغ جاری است چون صدق می کند که حال عمل اذکر بوده است هر کسی که یقین به غفلة ندارد می توان گفت که حین عمل اذکر بوده است ولی صورت ثالثة که غافل محض بوده را نمی توان گفت که اذکر بوده است. لذا در مواردی که سید یزدی قاعدة فراغ را در فرض غفلة محض جاری کرده است ایشان تعلیقه زده است. نظر نائینی مرحوم نائینی با این که قاعدة فراغ را مطلق می داند حتی در غفلة محض ولی در باب وضوء به کلام سید تعلیقه نزده است و فرموده که در جایی که یقین به غفلة داریم قاعدة فراغ جاری نیست چون در موارد غفلة صورت عمل محفوظ است و در جایی که صورت عمل محفوظ است قاعدة فراغ جاری نیست. اقای خویی می فرماید در فرض غفلة قاعدة فراغ قاصر است چون ذکر لازم دارد و نائینی می فرماید قاعده فراغ اذکریة لازم ندارد ولی باید صورت عمل محفوظ نباشد .

آمار بازدیدکنندگان

125693
امروزامروز579
دیروزدیروز2147
این هفتهاین هفته1038
این ماهاین ماه30842
کل بازدیدهاکل بازدیدها1256932

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري