امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

درس اصول آيت الله گنجي

جلسه ي شصت و سوم

92/10/23

موضوع :: ملاقی بعض اطراف علم اجمالی
زمان حجم دانلود پخش
00:42:28 9.72 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم خلاصه بحث سابق: بحث در صورت ثانیه بود که مرحوم آخوند مطرح کرده و دو فرض داشت یکی این که در زمانی که علم پیدا می کنیم ملاقی نجس است یا طرف ابتلاء اطلاعی از ملاقا نداریم بعداً معلوم میشود که ملاقی ، ملاقا هم داشته در این فرض حکم ملاقا حکم ملاقی در صورت اولی است هر کس در صورت اولی قائل شد که ملاقی قاعده طهارة دارد و ملاقی نجس نیست در اینجا هم می گوید اصل در ملاقا بلامعارض جاری میشود فقط بر مسلک شیخ و منتقی بود که ملاقا را در این صورت مثل ملاقی در صورت اولی قرار نداده اند گفته اند اجتناب از ملاقی لازم نیست و اجتناب از ملاقا لازم است. عرض شد که این فرمایشات درفرض اول صورت ثانیة واضح است اساس این مطالب در صورت اولی گذشت و اما این که مرحوم آخوند فرض ثانی (زمانی که علم پیدا میشود به نجاسة ملاقی و طرف اطلاع از ملاقا ندارد)را ملحق کرده به فرض اول و گفته که ملاقا محکوم به طهارة است و علم اجمالی فقط در ملاقی و طرف مؤثر است ولکن این که آخوند فرض دوم را ملحق کرده به فرض اول و فرموده اند که علم اجمالی در ملاقا مؤثر نیست این الحاق درست نیست باید بین فرض اول و فرض دوم تفصیل داد در فرض اول همان که گذشت و حکم و مبنا در صورت اولی بیان شد ولی در صورت ثانی علم اجمالی به نجاسة ملاقا او طرف در زمانی که ملاقا خارج از محل ابتلاء مشکلی ندارد چه بر مسلک علیة و چه بر مسلک اقتضاء ، درست است که در فرض دوم ملاقا در حالی که علم اجمالی پیدا میشود از محل ابتلاء خارج است ولی ملاقا با این که خارج از محخلا ابتلاء است قابلیة تنجیز را دارد به عبارتی ملاقای خارج از محل ابتلاء با بقیه خارج محل ابتلاء ها فرق می کند به این صورت که ملاقا چون یک ملاقی دارد و اثر دارد حکم درملاقای به لحاظ ملاقی قابل تنجز است می توان گفت ان نجسی معلوم است یا در ملاقا یا در طرف بر من منجز است پس باید اجتناب کرد هم از طرف و هم ملاقا بلحاظ ملاقی. حکم ملاقای خارج از محل ابتلاء قابل تنجز است ملاقای خارج از محل ابتلاء مجرای اصل طهارة است اگر با یک ابی لباس نجسی را تطهیر کردید و آب تلف شد بعد شک کردید که آب پاک بود یا نجس قاعده طهارة در آب تلف شده جاری می شود پس این لباسی که تطهیر کرده ایم طاهر است. حاصل الکلام فرض ثانی صورت ثانیه ملحق به صورت ثالثه است که اجتناب لازم است هم از ملاقا و ملاقی ، ملاقا که داخل در محل ابتلاء شد قاعده طهارتش تعارض می کند با قاعده طهارة در طرف و مجرای قاعده طهارة نخواهد بود و ملاقی هم طرف علم است و مجرای قاعده طهارة نیست مگر بر مبنای شیخ که می گفت طولیة سبب می شود که اصل در ملاقی جاری نشود و در ملاقا جاری شود اما مثل اقای خویی و آخوند که اصل در ملاقی اینجا طرف معارضه قرار داده اند باید اصل در ملاقا را هم طرف معارضه قرار بدهند پس باید تفصیل داد اگر حین علم اجمالی از ملاقی خبر نداریم اصل در ملاقی و اصل در طرف تعارض می کند و ملاقا اصلی ندارد بعد که خبر دار می شویم اصل در ملاقا بلامعارض جاری میشود و خبر اقای خویی و آخوند درست است وقتی که علم پیدا کردیم که یا ملاقی نجس است یا طرف علم اینها را تنجیز کرد بعداً که از ملاقا خبردار می شویم علم بعدی نمی تواند اثر کند چون طرف به علم اول منجز شده و المتنجز لایتنجز ثانیاً و اما در خارج از محل ابتلاء که علم اجمالی داریم به نجاسة ملاقا او الملاقی یا ملاقا و ملاقی أو الطرف که این علم اجمالی منجز است و مانع از جریان اصل است و موجب اصول است هم در ملاقا و هم در ملاقی لذا مرحوم اقای خویی و آخوند باید در این فرض قائل به اصالة الطهارة در ملاقا نشوند . بیان نائینی در دفاع از شیخ: در مقام مرحوم نائینی بیانی در دفاع از شیخ دارد: شیخ در صورت ثانیه مثل صورت اولی قائل است که اصل در ملاقی جاری می شود و اصل در ملاقا معارض است همان فتوای مشهور که می گویند ملاقی بعض اطراف علم اجمالی طاهر است مطلقاً.شیخ قائل است که اصل در ملاقا با اصل در طرف تعارض می کنند بقاءً تا ملاقا محل ابتلاء نباشد اصل ملاقی با اصل در طرف تعارض می کند اما وقتی که داخل در محل ابتلاء شد اصل در طرف معارض میشود با اصل در ملاقا و اصل درملاقی از معارضه خارج میشود چون اصل طولی است اصل طولی با سقوط اصل حاکم مرجع خواهد بود مرحوم نائینی این فرمایش شیخ را بیان فنی کرده است. مقدمتان: مقدمه اولی : فرموده تنجیز علم اجمالی حدوثاً و بقاءً یدور مدار علم ، حدوثا و بقاءً این که یک علمی پیدا شد و تنجیز آورد برای بقاء تنجیز کافی نیست اگر بخواهد تنجیز باقی بماند باید علم به همان حال باقی بماند اما اگر علم تغییر کند تنجیز هم تغییر می کند وجهش این است که علم منجز است بما هو کاشف و بما هو مرآة اگر علم پیدا کردید که یا این ظرف نجس است یا آن ظرف و بعداً علم تغییر کرد که یا این ظرف نجس است یا ظرفی دیگر مرآتیة علم از بین می رود و تنجیزش هم بقاءً از بین می رود مرحوم نائینی نتیجه گرفته که همیشه ملاک معلوم است نه علم لذا فرموده اگر علم پیدا کردید به وقوع قطره ای در این ساعة در این ظرف یمین یا ظرف یسار بعد علم اجمالی دیگری پیدا شد که صبح یک قطره ای افتاده یا در یمین یا در ظرف خلف فرموده چون معلوم علم دوم مقدم است علم اول به علم دوم منحل میشود بقاءً و بقاء اجتناب از یمین و خلف واجب است و در ظرف یسار قاعده طهارة جاری می شود. ملاک در علم اجمالی تقدم و تأخر معلوم است نه علم متقدم و متأخر اثر ندارد در اینجا علم صبح مأخر است ولی معلومش مقدم است. مقدمه ثانیة : تقدم و تأخر رتبی مثل تقدم و تأخر زمانی است همان طور که علم به معلوم متقدم زمانی منحل می کند علم به معلوم متأخر زمانی را کما فی المثال کذلک علم به متقدم رتبی هم منحل می کند علم به متأخر رتبی را (المتقدم و التأخر الرتبی کالتقدم و التأخر الزمانی) تقدم و تأخر رتبی مثل محل کلام که علم اول بین ملاقی بود و طرف و بعداً متوجه شدیم که ملاقا هم داریم علم اجمالی پیدا شد به نجاسة ملاقا و طرف این علم به نجاسة به ملاقا و طرف منحل میکند علم اجمالی به نجاسة ملاقی و طرف را که زماناً مقدم بود چون معلوم این علم جدید (علم به نجاسة ملاقا و طرف) در رتبه متقدم از معلوم علم اول که داریم یا ملاقی نجس است یا طرف چون نجاسة ملاقی در رتبه متأخر از نجاسة ملاقا است ولو از نظر زمانی اتحاد زمانی داشته باشند ولی از نظر رتبی نجاسة ملاقی فرع برنجاسة ملاقا است و تأخر رتبی دارد. حاصل الکلام : در صورت ثانیة که علم داریم یا ملاقی نجس است یا طرف این علم وقتی که حادث شد تنجیز اورد برای ملاقی و طرف ولی حدوث علم برای تنجز کافی است برای بقاء تجز کافی نیست باید بقاءً هم این علم منجزیة داشته باشد در حالی که بقاء (وقتی که اطلاع به ملاقا پیدا میشود) علم به نجاسة ملاقا و طرف تقدم رتبی دارد بر علم به نجاسة و طرف و چون تقدم رتبی مثل تقدم زمانی است پس علم به نجاسة ملاقا و طرف منحل می کند بقاءً علم به نجاسة ملاقی و طرف را. بعد در نهایة فرموده مما یؤید ذلک که ملاقی پاک باشد و ملاقا واجب الإجتناب دون العکس این که انچه آخوند گفته خلاف ذوق فقهی است آخوند گفته از ملاقی باید اجتناب کرد ولی از ملاقا اجتناب لازم نیست فرع می گوید اجتناب کن و اصل را می گوید اجتناب لازم نیست.و در ذهن عرفی ملاقی در ارتکاز پایین از ملاقا است. اشکال در مقدمه اول نائینی: ولکن در ذهن ما این است که فرمایش مرحوم نائینی درست نیست مرحوم نائینی که ادعی فرموده انما الإعتبار بالمعلوم لا بالعلم درست نیست یک بحثی است که الإعتبار بالعلم او المعلوم ؟ که اقای خویی در سابق اعتبار را به معلوم می دانسته و بعد عدول کرده و اعتبار را به علم دانسته است . مرحوم نائینی مطالبی را در مقدمه اولی گفت که اصل مطلب درست است ولی نتیجه ای که گرفته نتیجه آن مطالب نیست در مقدمه اولی فرمود که تنجز در زمانی کفایة نمی کند برای تنجز در زمان دیگر در زمان دیگر باید علم را ملاحظه کرد که حرف متینی است و ارتکاز هم بر همین است. منتهی ما یک طور دیگری تقریب می کردیم انها می گفتند که هر زمان باید آن علم باشد ولی ما می گفتیم که لازم نیست هر زمان آن علم باشد بلکه هر زمان باید علم سابق تغییر نکرده باشد علمی که حادث شد تنجز آورد است حدوثاً و بقاءً به شرط این که علم درظرف خودش تغییر نکند ربما علم در ظرف خودش تغییر میکند مثل شک ساری مثل این که علم دارم به عدالة زید و بعد از یک ساعة شک می کنم در همان عدالتی که یک ساعة قبل به آن یقین داشتم.و این که تعلیل کرده که منجیزة علم بخاطر مرآتیة است و اگر خطاء کردیم منجزیة از بین می رود مرآتیة هم از بین می رود درست است ولی این که نتیجه گرفته اعتبار برای تنجیز به معلوم است لا بالعلم درست نیست. الإعتبار بالعلم او المعلوم : علی مسلک الإقتضاء بر مسلک اقتضاء اساس تنجز تعارض اصول است حال یا علم منجز است کما قاله النائینی یا همین که مؤمن نداریم منجز است (عدم المؤمن منجز است) کلام این است که آنچه که موجب تعارض است علم است پس تمام الملاک علم است نه معلوم.

آمار بازدیدکنندگان

125678
امروزامروز427
دیروزدیروز2147
این هفتهاین هفته886
این ماهاین ماه30690
کل بازدیدهاکل بازدیدها1256780

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري