امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

درس اصول آيت الله گنجي

جلسه ي شصتم

92/10/18

موضوع :: ملاقی بعض اطراف علم اجمالی
زمان حجم دانلود پخش
00:43:33 9.96 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم بیان ثانی برای عدم معارضه بیانی بود که در مصباح الأصول فرمود که تقدم زمانی اصول در ناحیه ملاقا و طرف سبب می شود که اصل در ملاقی طرف تعارض نباشد انچه که مفید است تقدم و تأخر زمانی است نه رتبی که شیخ میفرمود آقای خویی فرموده در زمان متقدم اصل درطرف و ملاقا تعارض کردند و تساقط کردند و در زمان متأخر که ملاقات صورت گرفته اصالة الطهارة بلامعارض جاری میشود و فرموده که این طریق در یک جا مشکل پیدا میکند که طرف اصل مختص داشته باشد مثل این که علم اجمالی دارد یا فرش نجس است یا اب اصل مشترک قاعده طهارة است که تعارض و تساقط می کنند بعد آب اصل مختص دارد که قاعده حل است که می گوید شرب حلال است و معارض ندارد اگر طرف اصل مختص داشت چون اصل مختص موجود است در ظرف بقاء و ملاقات با اصالة الطهارة در ناحیه ملاقی تعارض می کند وقتی چیزی با طرف (فرش)ملاقات کرد قاعده طهارة در ملاقی با آن طرف تعارض می کنند. ایشان هم مثل راه قبل یک استثناء دارد اصل در ملاقی معارض ندارد الا در طرف اصل مختصی باشد که ان اصل مختص طرف معارضه نباشد. استثناء راه شیخ که شبه حیدریه بود این است که اصل در ملاقی جاری میشود الا در طرف که اصل مسببی باشد. فرق دو بیان: فرق این دو طریق در استثناء است بیان اول می گوید اگر طرف اصل مسببی داشت اصل مسببی با اصل در ملاقی تعارض میکند. اگر اصل مختص را قائل شدیم یک مورد بیشتر پیدا نمی کند اینجا را هم بیان اول می گوید طرف تعارض قرار می گیرد چون اصل مختص یکی از اصول مسببی است الا این که بیان اولی یک جای دیگر را می گوید تعارض هست ولی بیان دوم می گوید تعارض نیست و ان جایی است که هر دو (طرف و ملاقی )اصل مسببی داشته باشند بیان دوم می گوید که اصلهای مسببی تعارض کردند و ساقط شدند چون کما این که اصل های سببی ساقط شدند اصل های مسببی هم ساقط میشوند لذا قاعده طهارة در ملاقی بلامعارض جاری می شود بخلاف بیان اول که می گوید قاعده طهارة در ملاقی طرف تعارض است چون قاعده طهارة در ملاقی با اصل طهارة سبب و مسببی بودند اما نسبة به اصل مسببی که اختلاف رتبه ندارند لذا اصل مسببی در طرف همان طور که معارض می کند با اصل مسببی در ملاقا معارضه می کند با اصل مسببی در ملاقی. به عبارتی اگر اصل مختصی شدیم یک فرض را نمی تواند حل کند و اما اگر اصل مسببی شدیم دو فرض را نمی تواند حل کند لذا راه دوم حالش بهتر است. اشکال بر این فرمایش: نقض به امارات : مرحوم سید محمد باقر فرموده پس باید در جایی که یک مجتهدی به دو خبر متعارض ظفر پیدا کرد که یکی می گوید نماز جمعه واجب است و یکی می گوید نماز ظهر وجب است و فتوی به تخییر داد بعد از مدتی خبر ثالثی پیدا کرد که نماز جمعه مستحب است طبق فرمایش شما باید خبر ثالث حجة باشد چون دو خبر با هم تعارض کردند و تساقط کردند و خبر ثالث معارض ندارد و حجة است و حال آنکه همه قائلند که خبرسوم هم در دائره تعارض قرار می گیرد. جواب از نقض: ما عرض کرده ایم که ممکن است کسی بگوید امارات با اصول عملیه فرق می کند عمده دلیل حجیة امارات سیره عقلاء است سیره عقلاء در جایی که خبر ثالث می آید برایش کاشفیة نوعی قرار نمی دهند و می گوید چون معارض قبلی وجود دارد حجیة ندارد بخلاف کل شیء طاهر که اطلاقات است ایشان ممکن است بگوید اطلاق کل شیء طاهر در یک طرف با اطلاق کل شیء طاهر در طرف دیگر تعارض کردند و ساقط شدند الان ملاقی که پیدا شد اطلاق کل شیء طاهر معارض ندارد دراینجا خطاب لفظی است و حالش بهتر است از امارات که دلیل لبی است و اطلاق ندارد نقض به اصول عملیه : لذا بهتر این است که ایشان نقض می کرد به اصول عملیه که لازمه فرمایش اقای خویی است که اگر صبح یقین پیدا کردید که یا اناء یمین نجس است یا اناء یسار اصالة الطهارة در دو طرف تعارض می کنند و ساقط می شوند و ظهر علم تغییر پیدا کرده که نجس یمین بوده یا اناء خلف باید بگویید قاعده طهارة در اناء خلف جاری می شود چون معارض ندارد معارضش قاعده طهارة در یسار است که ساقط شد در حالی که همه قائلند که در جایی که علم متغیر میشود ملاک علم دوم است نه علم اول. جواب از اصل نقض: ولکن در ذهن ما این است که اصل نقض نادرست است هم در اصول عملیه هم در امارات ، در اصول عملیه نقض نادرست است چون این علم جدید یک حادثه جدیدی است در محل بحث ما علم اجمالی که ملاقا نجس است یا طرف به حال خودش باقی است و اصل ها مرده اند بعد ملاقی پیدا شده شک داریم ملاقی پاک است یا نه کل شیء جاری میشود و می گوییم ملاقی پاک است ولی در مورد نقض علم جدید پیدا شده و حادثه جدیدی است لذا کل شیء طاهر جدیدی به میدان میآید. علاوه بر این که در امارات حادثه واحده است اماره سوم حادثه جدیدی نیست اماره سوم که پیدا می شود حکم جدید را نمی آورد بلکه ناظر به حکم سابق است و هر سه خبر با هم تعارض می کنند. حلاً : این که می گویید دو اصل با هم تعارض کردند و ساقط شدند و المیت لایحیی حرف نادرستی است بلکه باید برای جریان کل شیء طاهر هر زمانی همان زمان را ملاحظه کرد این که سابق ساقط شده اند و بر نمی گردند درست نیست باید هر زمانی دید آیا مصداق کل شیء طاهر هست یا نه؟ در زمان سابق علم اجمالی دو طرف داشت (ملاقی و طرف) اصل در هر کدام با هم تعارض و تساقط کردند ولی در زمان دوم که علم اجمالی دارید یا ملاقی و ملاقا او الطرف باید کل شیء طاهر را باید دوباره ملاحظه کرد. جواب از حل: الحق و الإنصاف فرمایش ایشان فنی است ولی عرف این واقعه ثالثه را ملحق به دو واقعه سابق نمی کند بعد که حادثه جدیدی رخ داد عرف می گوید یک در این حادثه جدیدی کل شیء طاهر جاری می شود.

آمار بازدیدکنندگان

125677
امروزامروز420
دیروزدیروز2147
این هفتهاین هفته879
این ماهاین ماه30683
کل بازدیدهاکل بازدیدها1256773

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري