ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

درس اصول آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی  و هفتم

92/03/12

موضوع :: برائة در شبهات موضوعیه
زمان حجم دانلود پخش
00:45:22 12.09 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم کشف ملاک از نظر نائینی مرحوم نائینی فرموده: هر خطابی که به ما برسد طبق مسلک عدلیه که می گویند احکام تابع مصالح و مفاسد است دو مدلول دارد یکی مدلول مطابقی و یکی مدلول التزامی مطابقی همان حکمی که روی موضوعی بیان می کند مدلول التزامی این است که بالإلتزام دلالة دارد که این عمل ملاک دارد درمسلک عدلیه احکام معالیل ملاکات هستند از ثبوت حکم که معلول است اناً کشف می شود ثبوت ملاک ، دلال بر معلول دال بر علة است بالالتزام ایشان مسلکش این است که مدلول التزامی گرچه در وجود تابع مدلول مطابقی است اول باید حاتم معنای مطابقی را به ذهن بیاورد بعد معنای التزامی را ولکن در حجیة تابع نیست ممکن است مدلول مطابقی از حجیة ساقط شود ولی مدلول التزامی به حجیة باقی باشد در اینجا مدلول مطابقی ساقط است چون ما عاجز هستیم مدلول التزامی که وجود ملاک است به حال خودش باقی است در جایی که یقین به عجز داریم مدلول مطابقی ساقط و مدلول التزامی به حال خودش باقی است در جایی که شک در قدرة داریم به طریق اولی ملاک باقی داریم و حجة تمام است پس به خاطر تحصیل ملاک باید احتیاط کرد. یقیناً در حق جنبی که شک دارد حمام باز است یا نه ملاک هست وقتی که ملاک هست عقل می گوید که باید این ملاک را تحصیل کرد و اگر شک داری باید پیگری کنی و احتیاط کنی. این تقریب مبتنی بر این است که دلالة التزامی تابع دلالة مطابقی نباشد واما اگر گفتیم که تابع است هر دو مدلول ساقط است و ما کاشف از ملاک نداریم. کشف ملاک از نظرآاقاضیاء محقق عراقی فرموده: اطلاق ماده است ایشان ادعی دارد که از اطلاق ماده کشف می کنیم اطلاق ملاک را درست است که فاغسلوا وجوهکم هیئة مقید است به قدرة ولی ماده به اطلاقش باقی است قید قدرة قید وجوب و هیئة است و اطلاق ماده به حال خودش باقی است و از اطلاق ماده کشف می کنیم اطلاق ملاک چون اگر ملاک اطلاق نداشت ماده را هم قید می زد مثلاًملاک نماز ادائی بین الحدین است چون ملاک این است قید زده شارع که نماز بین الحدین را می خواهم پس ملاک نماز بین الحدین است ایشان ادعی کرده هر جا ملاک ضیق است باید ماده را مقید بیاورد پس اگر ماده مطلق شد از اطلاق ماده کشف می کنیم اطلاق ملاک را. ولکن این فرمایش هم درست نیست این که مرحوم محقق عراقی فرموده از اطلاق ماده کشف می کنیم اطلاق ملاک را این کشف درست نیست احکام تابع مصالح و مفاسد هستند و از اطلاق حکم کشف می کنیم اطلاق ملاک را نه از اطلاق ماده آنچه که کاشف است حکم است کما این که حکم کاشف است از اصل ملاک اطلاق حکم هم کاشف از اطلاق ملاک است اگر در جایی حکم قید خورد شاید ملاک اطلاق ندارد. کشف ملاک از نظر حکیم مرحوم حکیم دربعضی از کلمات بیان دیگری دارد که : خطابات اختیاریة و عذریة را که کنار هم می گذاریم خطابات اولیه بخاطر خطابات عذریة تقیید پیدا نمی کند درست است که تیمم مقید است به فلم تجدوا ماءً ولی اطلاق خطابات اولیه را تقیید نمی زند در قدرة هم همین طور است اگر خطابی عذری آمد اطلاق خطاب اولی را تقیید نمی زند به عبارتی قدرة قید تکلیف نیست تکالیف اطلاق دارند و در صورت عذر معذور هستید از این اطلاق حکم کشف می کنیم اطلاق ملاک را. ولکن به ذهن می زند که این حرف درست نیست چه قدرة و چه سائر عناوین رافعه تقیید می زنند خطابات اولیه را .لایکلف الله نفساً الا وسعها که خطاب ثانوی است تقیید می زند کتب علیکم الصیام را به اذا قدرت و فلم تجدوا ماء فتییمموا هم ظاهرش این است که فاغسلوا وجوهکم یعنی اذا وجدتم الماء. تحصل که : مرحوم اقای حکیم می گفت اطلاقات باقی می ماند و از اطلاق هیئة کشف می کنیم اطلاق ملاک را و اقاضیاء می گفت اطلاق قید می خورد و از ماده کشف ملاک می کنیم و نائینی می گفت هیئة قید خورده و ماده هم کاشف نیست از مدلول التزامی کشف ملاک می کنیم سه تقریب در مقام بود که از نظر ما هر سه ناتمام است پس کاشف از ملاک راه اول است که اطمینان شخصی است. بالمناسبة : این قضیه احراز ملاک مختص به عجز و قدرة نیست سائر عناوین رافعة هم همین طور است مثل لاحرج که از عناوین رافعه است در موارد لاحرج عاجز نیستیم بلکه سخت است ما جعل علیکم فی الدین من حرج قید می زند خطابات اولیه را آیا می توان گفت که روزه حرجی ملاک دارد یا نه؟ بستگی به اطمینان شخصی یا اطلاق ماده یا اطلاق هیئة یا اطلاق تکالیف دارد. حاصل الکلام : عمل صحیح است یا نه؟ دائر مدار احراز ملاک است. اصل مطلب این بود که اگر شک در قدرة داشتیم جای احتیاط است یا جای برائة و عرض شد که برائة شرعی در موارد شک در قدرة جاری نیست و برائة عقلی تفصیل است اگر ملاک احراز شد در فرض عجز بعید نیست حکم عقل به وجوب احتیاط ولی اگر احراز نشد ملاک مشکوک مثل حکم مشکوک است لذا می گوییم که شک در قدرة مجرای احتیاط است در جایی که ملاک را احراز کنیم. تحصل که: در شبه موضوعیة علی القاعدة مجرای برائة است ولکن شبه ای در بین بود که مرحوم آخوند ضابطه ای بیان کرد که آیا طلب خورده به صرف الوجود و صرف الترک که اشتغال جاری میشود و اگر به نحو شمولی بود زائد شک در تکلیف است و مجرای برائة است و عرض شدکه این ضابطه خوبی است و خوب بود که شک در محصل و شک در قدرة را بیان می کرد. و اما میزانی که مرحوم نائینی آورده را نتوانستیم بپذیریم اصل میزان درست است که شک در مایستتبع التکلیف شک دراصل تکلیف است و مجرای برائة است و شک در ما یستتبعه التکلیف مجرای اشتغال است اما این که برای شک سه فرض درست کرد و شک از ناحیه متعلق و شک از ناحیه موضوع و شک از ناحیه قیود بعضی از تطبیقاتش نادرست بود. به مشهور نسبة داده اند که در شبهات موضوعیه خصوص دماء و فروج و بعضی در اموال قائل به احتیاط شده اند وجه این احتیاط در بحث انسداد گذشت که میگویند احراز کرده ایم اهتمام شارع را نسبة به این سه مطلب احکام شرعی مختلفند بعضی مصلحتشان در درجه عالیه است و بعضی مصلحتشان در درجه پایین است مثل طهارات و نجاسات و اینها را لسان خطابات به دست می آوریم. ولکن در بحث انسداد گذشت که دلیل نداریم که در دماء و فروج و اموال به این عنوان شارع اهتمام دارد الا در دماء که بعید نیست شارع نسبة به دماء اهتمام دارد از تأکیداتی که نموده و عقوباتی که قرار داده است.

آمار بازدیدکنندگان

156625
امروزامروز143
دیروزدیروز1523
این هفتهاین هفته1932
این ماهاین ماه34226
کل بازدیدهاکل بازدیدها1566255

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري