ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

درس اصول آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی  و پنجم

92/03/08

موضوع :: برائة در شبهات موضوعیه
زمان حجم دانلود پخش
00:45:56 13.00 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم بحث در فرض سوم بود که طلب به مجموع تعلق گرفته است نه به جمیع وجودات و نه به صرف الوجود تارة طلب تعلق می گیرد به صرف الوجود که صرف الوجود یتحقق به اول وجود و ینتقض در نهی به اول وجود و أخری به جمیع وجودات که شبیه عام استغراقی است یا اطلاق شمولی و ثالثة طلب به مجموع خورده است مجموع را اعتبار کرده شیء واحد و امر و نهی را متعلق کرده به مجموع ، مجموع این سیگار ها را بکشم یا مجموع این سیگار ها را ترک کنم . عام مجموعی عنوانی است که یتحقق به اتیان همه مصادیق در امر و در ناحیه نهی یک عصیان دارد که همه را اتیان کند امتثال واجب به این است که همه را اتیان کند و عصیان نهی هم به فعل فرد أخیر است. در محل بحث اگرشک کرد که این فرد هست یا نه؟ مجرای برائة است هم در امر و هم در نهی چون شک در فردیة برگشتش به این است که آیا این را هم در مجموعه لحاظ کرده است یا نه تکلیف را روی این فرد هم آورده یا نه؟ شک دارد این سیگار است یا نه؟ بر می گردد آن وجودی را که آورد و گفت بکش همه سیگار ها را در ضمن آن همه این را هم تصور کرد یا این سیگار نبود و تصور نکرد این را هم در مجموعه لحاظ کرده اگرسیگار باشد یا نکرد شک بر می گردد به تکلیف زائد اقل و اکثر میشود مجرای برائة آنهایی که قطعاً سیگارند تحت تکلیف رفته اند دیگری مشکوک است که تحت تکلیف رفته است یا نه؟ فرض چهارم که ثمره دارد و اخوند ترک کرده و خوب بود که متعرض میشود این است که طلب تعلق بگیرد به امرمتحصل از امر آخر مثل این که در باب طهارات می گویند طلب تعلق گرفته به طهارة ان الله یحب المتطهرین طهارة متحصل است از وضوء و غسل و تیمم در مقابل اقای خویی فرموده که طهارة عنوان وضوء است .شک می کنیم ایا در مسح رجلین ترتیب شرط است یا نه که این شک بر می گردد به این که این افعال بدون ترتیب محصّل طهارة هستند یا نه ؟ که شک در محصل است یا در شبه موضوعیه شک دارد که ترتیب که شرط است را مراعاة کرده یا نه؟ اگر ترتیب را مراعات کرده طهارة متحصل شده و اگر رعایة نکرده طهارة متحصل نشده است . معروف و مشهور در شک در محصل اشتغال است شک کنیم در بعضی از افعال وضوء و غسل شک بر می گردد به شک در محصل که مجرای اشتغال است ولی اقای خویی قبول ندارد و می گوید شک در محصل نیست و لذا برائة جاری میکند. دلیل این که مجرای اشتغال است این است که در شک در محصل تکلیف معلوم است و در تکلیف شک نداریم اگر غسل کرد و شک کرد در صحة و فساد و جای قاعده فراغ نباشد شک دارد که کن متطهرا را امتثال کرده یا نه؟ که جای اشتغال است هر گاه شک در اشتغال باشد مجرای برائة است و هر گاه اشتغال معلوم است و شک در برائة ذمه داریم جای احتیاط است در اینجا اشتغال معلوم است کن علی طهارة و شک در برائة ذمة وضویی گرفته شک دارد که محصل طهارة است یا نه؟ مرحوم آخوند در بحث صحیح و اعم تفصیل داده که آن متحصل ها و عناوین دو قسمند تارة متحصل وجودش علی حده است از محصل مثل وضوء که محصل نور است افعال یک وجود دارد و نور یک وجود دیگر وتارة آنچه که متحصل است وجود آخری ندارد بلکه موجود به وجود این محصل است مثل عنوان ناهی عن الفحشاء که متحصل از نماز است که وجود نماز و وجود ناهی عن الفحشاء یکی است و با یک وجود هردو محقق می شود در این صورت اگر شک در محصل کرد جای برائة است اگر شک کرد که سوره جزء نماز است یا نه مجرای برائة است چون شک در محصل بر می گردد به شک در متحصل به این صورت که شک دارد الناهی عن الفحشاء وجود نماز مع السوره است یا وجود نماز است بلاسوره. تحصل : شک در محصل مجرای برائة است یا اشتغال اگر محصل و متحصل دو وجود باشند مجرای اشتغال است اگر یک وجود باشند مجرای برائة است . و تحصل که در شبه موضوعیه اگر قسم اول باشد که فرضی بود احتیاط باید کرد و اگر فرض اخیر باشد تعدد وجود باشد احتیاط لازم است اما در سائر فروض احتیاط لازم نیست. بیان نائینی در شبه موضوعیه مرحوم نائینی در رساله لباس مشکوک بیانی دارد در شبه موضوعیة و تفصیل داده که کدام شبه موضوعیه مجرای برائة است و کدام شبه موضوعیه مجرای احتیاط نیست.مرحوم صدر این بیان را به طور ملخص آورده است. مرحوم نائنی در این بیان ضابطه ای داده و تطبیق کرده : اما ضابطه : هر گاه شک داری در چیزی که مستتبع تکلیف است و تکلیف را به دنبال می آورد مجرای برائة است و هر جا شک کردی در چیزی که تکلیف آن را آورده مجرای اشتغال است. اما التطبیق : شک در تکالیف ممکن است از یکی از سه جهة باشد یا از جهة متعلق یا از جهة موضوع یا از جهة شرائط: اما از ناحیه متعلق شک در تکلیف از ناحیه متعلق که معنی ندارد در حال عمل شک در متعلق معنی ندارد مگر این که متعلق از امور تولیدیه باشد مثل قتل که متحصل ومتولد فری اوداج است شک می کند که آیا متولد شده یا نه چون شک در مولد دارد و در متعلق تولیدی قسم دوم (فیما یستتبعه التکلیف) است که مجرای احتیاط است. احکامی که متعلق دارند دو قسمند تارة متعلقشان متعلق ندارند مثل حرمة کذب که حرمة حکم است و متعلق کذب است بخلاف این که وقوف واجب است وقوف به عرفه که وقوف متعلق است و متعلق دارد که وقوف به عرفه است یا حرام است افاضه از عرفه که افاضه متعلق است و متعلق دارد احکامی که متعلقشان متعلق ندارد واضح است و اما در متعلقانی که متعلق دارند جای شک دارد واجب وقوف به عرفه گاهی در وجوب شک می کنید از باب این که شک می کنید این مکان عرفه است یا نه؟ وقوف جای شک ندارد ولی در متعلق متعلق آن جای دارد شک دارید که اینجا عرفه است یا نه پس شک دارید که وقوف واجب است یا نه شبه موضوعیه مصداق پیدا می کند فرموده در متعلقاتی که متعلق دارند باید تفصیل داد در شبه وجوبیه اشتغال که جزء دوم آن قاعده است و در شبه تحریمیه برائة جاری می شودکه جزء اول ان قاعده است. واجب است وقوف که تکلیف معلوم است شک دارد در این مکان که عرفه است یا نه ؟ دغدغه بخاطر این است که تکلیف واضح است که وقوف در عرفه است و شک دارید که اینجا عرفه است پس مجزی است یا عرفه نیست پس مجزی نیست این شک را تکلیف سبب شده است که در این جا باید احتیاط کرد چون یستتبعه التکلیف ولی در شبه تحریمیه فرموده برائة جاری میشود مثل این که حرام است افاضه از عرفات شک دارد این مکان از عرفه است اگر از عرفه است افاضه حرام نیست به آنجا و اما اگر از عرفه نباشد حرام افاضه است که شک در فیما یستتبعه التکلیف است که مجرای برائة است. هذا ما یتعلق بالمتعلق. و اما در موضوع تقسیم کرده موضوع تارة جزئی است و اخری کلی است موضوع جزئی مثل این که فرموده نمازبخوان به سمت قبله شک دارد که اینجا قبله است یا نه ؟ که باید احتیاط کند چون تکلیف روشن است یستتبعه التکلیف. و اما کلی تارة صرف الوجود است مثل وضوء بگیر با آب و أخری جمیع الوجودات است اکرم کل عالم ، صرف الوجود هم تارة شک دارد که ایا این مصداق صرف الوجود است یا نه؟ مایعی است منحصر شک دارد که مصداق آب است یا نه فرموده جاری برائة است چون اگر آب باشد واجب است وضوء با آب و اگر آب نباشد وضوء واجب نیست تیمم واجب است شک دارم فیما یستتبع التکلیف و اما اگر یک فرد از آب داریم و یک فرد دیگری از مایع که نمی دانیم آب است یا نه فرموده که با مشکوک نمی توان وضوء گرفت چون در مشکوک شک فی ما یستتبعه التکلیف است چون یک آب داریم تکلیف مسلم است و دومی مایعی است شک دارم که آب است یا نه ؟ شک در فیما یستتبعه التکلیف است و نمی توان با این مایع وضوء گرفت و باید احتیاط کرد و با آب وضوء گرفت و فرموده اگر موضوع علی نحو صرف الوجود نبود بلکه به نحو شمولی و جمیع الوجودات بود مثل اکرم کل عالم و شک کردیم که این شخص عالم است یا نه جای برائة است چون در هر فردی شک فیما یستتبع التکلیف است اگر عالم است فوجب و اگر عالم نیست فلایجب. و اما شک در شروط و قیود را فرموده همیشه شک در ما یستتبع است شک دارد مستطیع است یا نه پس شک دارد که تکلیف دارد یا نه؟ شک دارد بالغ است یا نه؟ پس شک دارد فیما یستتبع التکلیف. لذا قاعده بیان کرده که : شبه موضوعیه شک در ما یستتبع التکلیف باشد برائة جاری می شود و شبه موضوعیه ای که فیما یستتبعه التکلیف باشد احتیاط جاری میشود.

آمار بازدیدکنندگان

144510
امروزامروز621
دیروزدیروز1574
این هفتهاین هفته7603
این ماهاین ماه35020
کل بازدیدهاکل بازدیدها1445106

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري