ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

درس اصول آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی  و چهارم

92/03/07

موضوع :: برائة در شبهات موضوعیه
زمان حجم دانلود پخش
00:41:38 11.09 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم یک کلمه ای در شبه موضوعیه از شیخ انصاری باقی مانده است که : مرحوم شیخ انصاری فرمود مرجِع در شبهات موضوعیة برائة است چون بیان نیست بعد در نهایة فرمود پس این که مشهور در قضاء فوائت اذا دار الأمر بین الأقل و الأکثر فرموده اند که اکثر را بیاورد درست نیست و وجهی برای این کلام مشهور پیدا نشده است ولی متأخرین قائلند که اقل را اتیان کند از باب این که اکثر را شک دارد موضوع فوت است یا نه؟ شبه موضوعیة فوت است که برائة جاری می شود. مرحوم آخوند بیان شیخ را نپسندید و طرحی دیگر را ریخته است و فرمود حق تفصیل است تفصیل بین اینکه مطلوب ترک صرف الطبیعه باشد که احتیاط لازم است در شبه موضوعیه یا مطلوب ترک جمیع مصادیق طبیعة است درقسم اول احتیاط معلوم است که طلب کرده ترک صرف الوجود را لذا تکلیف معلوم است وجوب معلوم است متعلق هم معلوم است که صرف الوجود است و صرف الوجود سریان ندارد اشتغال الیقینی یستلزم فراغ الیقینی پس اگر شک کرد که تدخین است یا نه باید ترک کرد . تفصیل آقاضیاء: مرحوم اقاضیاء فرموده بایدتفصیل داد بین طلب صرف الوجود وبین طلب ترک صرف الوجود. ما عرض می کنیم این که مرحوم آخوند خصوص ترک را آورده وجهی برایش پیدا نکردیم این بحث در امر هم هست تارة طلب می کند صرف الوجود را اکرم عالماً (عام بدلی)و أخری طلب می کند طبیعة را به وجوده الساری اکرم کل عالم (عام شمولی )وجهی ندارد که آخوند بحث را در طلب ترک مطرح کرده است. مرحوم اقاضیاء فرموده بین شبه وجوبیة و شبه تحریمیه باید تفصیل داد در شبه وجوبیه کلام آخوند درست است که قاعد اشتغال جاری است چون صرف الوجود بسیط است و در صورت شک در عالم بودن کافی نیست بلکه باید یقین داشته باشید که عالم است و اما در نواهی فرموده شک در فردی مرجعش به دوران امر است بین اقل و اکثر وقتی فرمود ترک کن صرف الوجود تدخین را این چون افراد زیادی دارد صرف الوجود انبساط پیدا میکند بر افراد مگر نه این است که کلی عین افراد است پس صرف الوجود هم انبساط پیدا میکند برافراد اگر شک داری چیزی تدخین هست یا نه در حقیقة شک دارید در انبساط صرف الوجود روی آن یقین دارید این صرف الوجود بر متیقن ها انبساط پیدا کرده است نسبت به مشکوک شک در انبساط دارید فرموده هر چه افراد بیشتر شود طبیعی منبسط تر می شود مثلاً اگر فرض کنید سیگار محل ابتلاء 10 عدد است این طلبی که تعلق گرفته است به ترک سیگار، ترک سیگار منبسط بر این 10 عدد است و اگر 11سیگار باشد طلبی که تعلق به ترک سیگار ، این ترک سیگار منبسط بر 11 عدد است لذا اگر شک در دوازدهمی که سیگار است یا نه شک در انبساط زائد دارید شک در تعلق طلب دارید پس دوران امر است بین اقل و اکثر ، اقل متیقن است اکثر برائة جاری می شود. فرموده در نواهی شبه تحریمیه مجرای برائة است به این بیانی که عرض شد. ولکن در ذهن ما این است که این فرمایش درست نیست صرف الوجود بسیط است و انبساطی در کار نیست همان طور که در اوامر اذا تعلق الطلب بصرف الوجود انبساطی در کار نیست هکذا اذا تعلق الطلب به ترک صرف الوجود که انبساطی ندارد. اقاضیاء خلط کرده بین متعلق وجوب و محرکیة وجوب هر چه افراد اضافه شود متعلق همان ترک صرف الوجود است متعلق کم و زیاد نمی شود بله هر چه افراد اضافه شود محرکیة و فاعلیة اضافه میشود چون در طلب ترک صرف الوجود امتثال به ترک همه افراد است فاعلیة انبساط پیدا می کند نه طلب وقتی که مولی طلب می کند ترک صرف الوجود تدخین را این کم و زیاد شدن تدخین ها در ارتکاز سبب سعة و ضیق پیدا کردن طلب نیست یک طلب بیشتر نیست سعة و ضیق هم در حق ان معنی ندارد این که در ذهن اقاضیاء بوده که کلی متحد با افراد است درست است اما معنی متحد این است که وجود آخری ندارد من قبیل اباء و ابناء است هر فردی محقق شود کلی در ضمن ان محقق شود نه این که آن کلی به فرد دوم انبساط پیدا کرد. حاصل الکلام این که حرف آخوند که مجرای اشتغال است درست است متعلق تکلیف با حدودش معلوم است منتهی در اوامر امتثال به یک فرد است چون تحقق صرف الوجود به اولین فرد است و امتثال در نواهی به ترک همه افراد است چون ترک صرف الوجود به ترک جمیع الوجودات است نه این که متعلق ها فرق کند. در هر دو یک واقعیة مطلوب است در یکی فعل و دریکی ترک تکلیف و متعلق تکلیف بحدوده معلوم است الاشتغال الیقینی یستلزم فراغ الیقینی و فراغ یقینی این است که در مشتبهات هم احتیاط کنیم. توهم نکنید که بالأخره شک در محرکیة داریم نمیدانیم این نهی نسبة به مشکوک محرکیة دارد یا ندارد اگر از افراد باشد محرکیة دارد و اگر از افراد نباشد محرکیة ندارد پس برائة جاری کنیم چون محرکیة امر شرعی نیست و مجرای برائة نیست بلکه محرکیة امر تکوینی است و از خواص وصول امر و وصول نهی است و ربط به شارع ندارد. این فرمایش آخوند حق است فقط مشکلش این است که چرا اختصاص داده به نواهی و صرف فرض است چون در شریعة همه نواهی انحلالی است. آخوند یک استثناء زده که : باید احتیاط کرد مگر این که حالة سابقه ترک صرف الوجود باشد که می توان استصحاب کرد و مشتبه را مرتکب شد مولی فرمود ترک کن صرف تدخین را وقتی که نهی کرد مکلف در حال ترک صرف التدخین بوده متیقن است که الان مکلف در حال امتثال است بعد مکلف آنچه را شک دارد تدخین است را مرتکب شد بعد مکلف شک پیدا میکند که هنوز در حال امتثال ان تکلیف هست یا نه؟ آخوند فرموده استصحاب میکنیم بقاء حالة سابقه را ، قبل از اشتغال به این مشکوک ممتثل بوده الان هم در حال امتثال است و کسی که در حال امتثال است عقوبة ندارد بله اگر زمانی که تکلیف فعلی شد مکلف مشغول مشکوک بوده فوراً باید ترک کند.در نتیجه بین کلام آخوند و اقاضیاء عملاً ثمره ای نیست چون تقریباً این استصحاب همه جا هست اقاضیاء می فرماید مشکوک را می توان مرتکب شد به حکم اصالة البرائة و اخوند می فرماید می توان مرتکب شد به حکم استصحاب امتثال. و کسی اشکال نکند که استصحاب امتثال معنی ندارد چون امتثال نه حکم شرعی است و نه موضوع حکم شرعی چون در باب استصحاب سیأتی که در جریان استصحاب شرط نیست که مستصحب باید حکم شرعی باشد یا موضوع حکم شرعی باشد در باب استصحاب باید متعبد به شرعی و مرتبط به شارع باشد و تعبد به امتثال کار شارعانه است تصرف در امتثال از شئون شارع است مثل قاعده فراغ لذا استصحاب بقاء امتثال مثل استصحاب عدم امتثال است اگر کسی در اثناء وقت شک کرد که نماز را خوانده است یا نخوانده است گفته اند استصحاب می کند عدم اتیان را که همان عدم امتثال است که اتیان نه حکم شرعی است نه موضوع حکم شرعی بلکه اتیان مسقط حکم شرعی است. و ما می گوییم اخبار استصحاب می گیرد هر یقین و شکی که قابل تعبد شرعی باشد. بله کسی بگوید این استصحابی که آخوند جاری می کند با مبنای خودش که می گوید مستصحب باید یاحکم شرعی باشد یا موضوع ذی حکم شعری باشد سازگار نیست بد حرفی نیست اللهم که کسی بگوید که این مبنای آخوند هم بر اساس غالب است این که فرموده مستصحب باید حکم شرعی یا موضوع ذی حکم شرعی باشد یعنی جای تعبد داشته باشد چون غالبا مواردی که تعبد میشوند حکم شرعی و موضوع ذی حکم شرعی است. و اما قسم ثانی طلب تعلق بگیرد به ترک طبیعة به نحو ساری به حیث هر فردی یک طلب ترک داشته باشد .در نتیجه هر فردی حرمتی دارد مثل استدبار در تخلی طلب کرده شارع ترک استدبار را در حال تخلی به نحو وجود ساری ، هر کجا باشد ، هر زمانی ، هر محلی ، هر شخصی در نتیجه هر فردی حرمتی دارد. در اوامر طلب کرده فعل طبیعة ساریة را اکرم کل عالم هر جا شک کرد که اکرام عالم است یا نه دوران بین اقل و اکثر است. تمامیة کبری کافی نیست و باید صغری را احراز کند هکذا در طرف حرمة طلب کرده مولی ترک هر شرب خمری را الان شک دارد که خمر است یا نه کبری را می داند و صغری را نمی داند و گذشت از شیخ انصاری که علم به کبری برای تنجز کافی نیست یا شک در تعلق به این مشکوک شک در تکلیف زائد است که مجرای برائة است. این فرایش هم کامل است فقط نقصش این است که چرا که فقط فرض نهی را بیان کرده است فروض دیگر : فرض ثالث : طلب به فعل مجموع خورده باشد یا به ترک مجموع من حیث المجموع. این که در شریعة مثال برای این دو داشته باشیم فرضی است بعضی توهم کرده اند که عام مجموعی در اوامر داریم و هو صوم شهر رمضان لذا بعضی می گویند باید از اول نیت کند روزه تمام ماه را . و لکن این توهم فاسد است و حتی در ماه رمضان عام مجموعی نیست ما به عدد هر روزی تکلیفی داریم و برای هر کدام عصیانی داریم و از قبیل قسم ثانی است که طبیعة ساریة است و لازم طبیعة ساریة در کل عالَم باشد چون قدرة نداریم یا طبیعة ساریة محدد است مثل سی روز ماه رمضان لذا مثالی در شریعة نداریم مگر این که با نذر درست کنیم : نذر کرده است ختم سور قران را به نحو مجموعی یا نذر کند ترک مجموع سیگارهای عالَم را در اینجا امتثال امر و نهی متعاکس است امتثال امراین است همه سوره ها را بخواند و اگریک سوره را ترک کرد عصیان کرده و در نهی امتثال این است که یکی را مرتکب نشود گفته نذر کردم ترک مجموع این سیگار ها را که امتثال این است که همه بکشید و یکی باقی بماند که عصیان به فعل اخیره است به عبارتی در امر امتثال به فعل اخیره است و عصیان به این است که هر کدام را نیاورد عصیان کرده و در نهی به عکس است عصیان به فعل اخیر است و امتثال به عدم فعل اخیراست.

آمار بازدیدکنندگان

156627
امروزامروز158
دیروزدیروز1523
این هفتهاین هفته1947
این ماهاین ماه34241
کل بازدیدهاکل بازدیدها1566270

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري