ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

درس اصول آيت الله گنجي

جلسه ي صد و سی ام

92/03/01

موضوع :: حدود اخبار من بلغ
زمان حجم دانلود پخش
00:43:20 12.04 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم شیخ انصاری ادعایی کرده که مسائل اصولیه مختص به مجتهد است اینجا گفته اند که این ادعی وجهی ندارد خطابات القاء به عرف است فرقی نمی کند که مسأله اصولیه باشد یا فقهیه در جایی تطبیق خطاب نیاز به مقدماتی دارد که از غیر مجتهد ساخته نیست ولی سبب اختصاص خطاب به مجتهد نمی شود و مقلد می تواند ان مقدمات را از مجتهد بگیرد و خودش تطبیق کند حتی جاء عنکم الخبران متعارضان اختصاص به مجتهد ندارد بله درست است که این که دو خبر سندشان تمام است جمع دلالی ندارند و متعارض هستند را مقلد تشخیص نمی دهد ولی این سبب نمی شود که جاء عنکم خبران یعنی جاء به مجتهدین ولی فعلاً مصداقش مجتهد شده است بنابراین این دعوای واهیه ای است که خطابات مثل ان جاءکم فاسق مختص به مجتهد باشد در شبهات حکمیه ولی در شبهات موضوعیه اعم باشد . لذا شیخ که فرمود اخبار من بلغ مختص به مجتهد است پس بلغ هم باید در حق مجتهد باشد حرف نادرستی است. یک خلطی شده که مقدمات تطبیق به دست مجتهد است یا خطاب مختص به مجتهد است . تمام خطابات القاء به عرف است و گفته ایم که السارق و السارقه فاقتعوا خطاب به قضات نیست بلکه خطاب به مردم است منتهی برای این که اختلال نظام نشود می گوییم اجراء آن را اقای قاضی دستور بدهد. المقام الثالث : در حدود مدلول اخبار من بلغ است از نظر سعة و ضیق ، اخبار من بلغ را به هر معنایی که گرفتیم . خبری که بر ثواب قائم شده قدر متیقن است که می گیرد آیا مثلاً خبری که قائم شده بر استحباب را می گیرد یا نه ؟ مثل این که روایتی آمده فرموده اکل ترتبت الحسین علیه السلام شفاء یعنی مستحب نسبة به اخباری که تکفل استحباب هستند جای مناقشه ندارد چون اخباری که استحباب را بیان می کند ملازمه دارد با ثواب و این ملازمه بیّن است پس خبری که قائم شده بر استحباب مندرج است در اخبار من بلغ. بلکه ممکن است بگوییم خبری که استحباب را می گوید داخل در اخبار من بلغ است و اخبار من بلغ ان را میگیرد بالمطابقه به دو بیان : بیان اول : کسی در صحیحه هشام بگوید من بلغه ثواب یعنی شیء من ذی الثواب به قرینه فعمله چون ثواب که قابل عمل نیست پس مراد عمل به ذی الثواب است اللهم کسی بگوید من بلغه شیء من الثوبا همان ثواب است و فعمله از باب استخدام است دوران امر است که از ظهور صدر دست برداریم و در ضمیر خلاف ظاهر مرتکب شویم یا ثواب را بر ذی الثواب حمل کنیم و عمله را به ظاهرش عمل کنیم به ذهن می زند که ظهور صدر خصوصاً که در ذیل کان له اجر ذلک الثواب و التماساً لذلک الثواب معلوم می شود که مراد ثواب است نه ذی الثواب . بیان دوم : در بعض روایات اخبار من بلغ کلمه (خیر) امده است که خیر مستحبات را میگیرد منتهی این روایات که خیر دارد ضعیف السند است لذا می گوییم روایات خیر خبری که مستحب را بیان می کند می گیرد بلا اشکال صحیحه هشام می گیرد که سندش تمام است ان روایة خیر را که سندش ضعیف را می گیرد روایة خیر آن روایتی که استحباب را بیان می کند را درست می کند کاری که آخوند در بحث حجیة خبر واحد می کرد در اینجا سه روایة داریم روایة ضعیف می گوید این عمل مستحب است روایة ضعیف دوم می گوید هر که خیری به او رسید و انجام بدهد به او می رسد روایة سوم اخبار من بلغ است که سندشان درست است خبر خیر که ضعیف السند است را درست می کند. این که اخبار من بلغ بلوغ ثواب و عمل مستحب را می گیرد جای شبه ندارد مورد دوم که شبه دارد که خبر ضعیف کراهة را به ما برساند خبرضعیف بفرماید که این عمل مکروه است مثل این که آب خورد ایستاده در شب مکروه است ایا اخبار من بلغ نقل کراهة را یا نه؟ ظاهر عمل مشهور این است که خبر کراهتی را می گیرد چون مشهور فتوی داده انده به کثیر از مکروهات که روایاتشان ضعیف است . این اخبار من بلغ خبری که کراهة را می رساند می گیرد یا نه ؟ بعضی شبه کرده اند که خبر کراهتی بلغه شیء من الثواب نیست بلکه بلغه شیء من الحضاضة است و قید دوم این روایة هم بر کراهتی منطبق نمیشود که فعمله است و در کراهة ترکه است نه عمله . ولکن هر دو اشکال ناتمام است اما اشکال شیء من الثواب در کراهة هم بالإلتزام بلغه ثواب است چون اگر برای خداوند ترک کند ثواب دارد مستحبات و مکروهات در این جهة شریکند بخلاف واجبات و محرمات که ثواب به ذهن نیست بلکه فرار ازعقاب است . اما جهة دوم که فعمله است این عمله لغوی مکروهات را نمی گیرد ولی عمله در اصطلاح موالی و عبید به معنی امتثال است و آیه شریفه مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى قطعاً ترک را می گیرد. مورد سوم که جای بحث دارد این است که خبر ضعیف قائم شود بر وجوب فعلی آیا اخبار من بلغ این خبر را می گیرد یا نمی گیرد؟ مشکل شمول اخبار من بلغ چنین خبری را این است که اخبار من بلغ که می خواهد شامل مورد بشود از باب این است که اخبار از وجوب اخبار از ثواب است بالإلتزام مثلاً اخبار من بلغ مدلول مطابقی را نمی گیرد مدلول مطابقی این خبر ضعیف حجیة ندارد نه به ادله اولیه ونه به ادله ثانویه وقتی که مدلول مطابقی حجیة نداشت مدلول التزامی هم حجة نیست پس بلغه ثواب در این طور جایی صادق نیست درست است که وجوب دلالة التزامی بر ثواب دارد ولی این مدلول التزامی است که مطابقی آن حجیة ندارد اخبار من بلغ هم نمی توانند ان را حجة کنند. در کراهة ثواب رسیده است به توسط کراهة و اخبار من بلغ کراهة را ثابت میکرد ولی در اینجا مدلول مطابقی را اخبار من بلغ نمی تواند ثابت کند. جوابی که داده شده این است که در بحث وجوب و حرمة دو نظر است یکی نظر مشهور که وجوب مرکب است از رجحان الفعل و منع من الترک ولی متأخرین مثل آخوند گفته اند که وجوب امر بسیطی است بر مبنای مشهور مشکلی نداریم چون خبر که می گوید واجب است در حقیقة می گوید راجح و ممنوع من الترک پس راجح را می رساند اخبار من بلغ تبعض در مدلول التزامی می کند و می گوید رجحان را تثبیت می کند یا مماثل را جعل می کند و این تفکیک در مدلول تضمنی که عیبی ندارد مثلاً دلیل قائم میشود بر اکرام همه علماء و دلیل دیگری میگوید عده ای اکرام ندارند. در اینجا اخبار من بلغ این خبر را نسبة به رجحان تثبیت می کند بخلاف تفسیر دوم که رجحانی که رسید استحباب جعل می کند که استحباب رجحان به حد استحباب است این حد استحباب در تفسیر دوم هست ولی در تفسیر اول نیست علی ای حال اخبار من بلغ رجحان را تثبیت می کند و خبر ضعیف هم خبر از رجحان داده است مثل خبر بر استحباب است منتهی در استحباب فقط رجحان است ولی اینجا رجحان مع المنع من الترک است منع من الترک ربطی به بلغه ثواب ندارد ولی جزء دیگر داخل در بلغه ثواب است. در نتیجه قائلین به قول اول میگویند این عمل راجح است نمی توانند بگویند مستحب است ولی قائلین به قول دوم می گویند این عمل مستحب است . ما نوشته ایم که چون مشهور در خبری که قائم شده بر وجوب ولی ضعیف است فتوی به استحباب داده اند پس معلوم می شود نظرشان قول دوم است چون اگر نظرشان قول دوم بود نمی توانند فتوی به استحباب بدهند چون خبری که حجة میشود استحباب را برای ما نیاورده است فوقش رجحان را آورده در ضمن منع من الترک وفقط رجحان ثابت میشود نه استحباب. خبر ضعیف می فرماید واجب ولی مشهور گفته اند مستحب است این که گفته اند مستحب است معلوم میشود از اخبار من بلغ مستقیماً استحباب را فهمیده اند انصاف این است که بعضی از فتاوی مشهور با نظر اول و بعضی از فتاوی با نظر دوم مطابق است. انما الاشکال بر مبنای بساطة است خبر ضعیف ، خبر داد از وجوب و وجوب هم طلب اکید است به قول مرحوم آخوند و وجوب بسیط است داخل در اخبار من بلغ است بر مبنای بساطة این اشکال هست خصوصاً بر مبنای جعل حجیة چون باید فتوای به وجوب بدهند. بر مبنای بساطة بناء بر جعل حجیة حلّ ندارد و اما بناء بر قول جعل استحباب ممکن است کسی بگوید مشکل ندارد خبر دال بر وجوب داخل در اخبار من بلغ است فقط مشکل این است که مدلول مطابقی را القاء می کند فقط مدلول التزامی را بر طبقش استحباب جعل می کند این که می گویند تفکیک بین مدلول مطابقی و التزامی نمیشود یعنی نمی شود که مطابقی حجة نباشد ولی التزامی حجة باشد و اخبار من بلغ بر طبق تفسیر دوم کاری به حجیة ندارد الان بلغه ثواب است و بر طبق استحباب جعل شده .

آمار بازدیدکنندگان

144510
امروزامروز624
دیروزدیروز1574
این هفتهاین هفته7606
این ماهاین ماه35023
کل بازدیدهاکل بازدیدها1445109

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري