ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

درس اصول آيت الله گنجي

جلسه ي صدو بيست ونهم

92/02/31

موضوع :: ثمرات بین اقوال در مفاد اخبار من بلغ
زمان حجم دانلود پخش
00:44:04 10.03 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم و منها : ثمره دیگری که مهم است قضیه اغسال مستحبه است اگر قولین الاولین را انتخاب کردیم اگر خبر ضعیفی دال بر استحباب غسلی وارد شد حکم می کنیم به استحباب غسل و و هر غسل مستحب مشورعی مجزی از وضوء است و اما اگر گفتیم که أخبار من بلغ اثبات استحباب نمی کند به معونة اخبار من بلغ استحباب اغسال ثابت نمی شود و مجزی از وضوء نخواهند بود. ولکن این ثمره موقوف است که بگوییم هر غسل مشروعی مجزی است الا غسل مستحاضه متوسطه که مجزی نیست بالنص مثل آقای خویی و اما قول مشهور را انتخاب کردیم که فقط غسل جنابة مجزی است و سائر اغسال مجزی نیست در نتیجه این ثمره منتفی است. و منها : شیخ انصاری در رسالة تسامح فی ادله السنن ثمره ای بیان کرده که بناء بر قولین الأولین مجتهد می تواند فتوی بدهد به استحباب عمل چون بناء بر این قولین الاولین استحباب ثابت میشود و اما بناء بر سائر اقوال فتوای به استحباب نمی توان داد لذا ظاهراً صاحب عروة بر خلاف انچه که در اصول گفته در فقه اخبار من بلغ را بناء بر قولین الأولین قبول کرده لذا در کثیر از مستحباب و مکروهات که دلیلشان ضعیف است فتوی داده است. ولی مثل آقای خویی که قولین اولین را قبول نکرده است تعلیقه زده است که کثیری از مستحبات و مکروهات که در این کتاب ذکر شده به دلیل تسامح ادله سنن است و ما چون ما تسامح در ادله سنن را قبول نداریم باید رجاءً اتیان شود (یعنی فتوی نمی دهد) این که تسامح در ادله سنن به معنای اول یا دوم را به مشهور علماء نسبت داده اند شاید از این باب است که علماء سابق به استحباب مستحبات فتوی می داده اند با این که اخبار این مستحبات ضعیف بوده است . درست است که قاعده تسامح در ادله سنن به عنوان قاعده در بین مشهور قدماء نبوده است ولی عملشان بر طبق این قاعده بوده است هرچند بحث تسامح در ادله سنن از زمان شهید ثانی شروع شده است عمل سابقین بر طبق این قاعده بوده است. ولکن بر این ثمره اشکالی شده که : موضوع اخبار من بلغ من بلغه شیء من الثواب است و همیشه فعلیة حکم تابع فعلیة موضوع است اشکال این است که بلغه ثواب در مورد مجتهد است وقتی مجتهد به خبر ضعیف برخورد کرد در حق مجتهد موضوع فعلی است و حکم هم فعلی میشود ولی نسبة به مقلیدین موضوع محقق نیست چون خبر به مقدلین نرسیده است. پس موضوع برای مقلدین فعلی نیست و حکم در حقشان فعلی نیست پس چطور مجتهد می تواند علی القولین الأولین فتوی به استحباب در حق مقلد بدهد بله مجتهد می تواند اول به مقلدین ابلاغ ثواب کند و بگوید که مستحب است. دو جواب ازاین اشکال داده شده جواب اول : بلغه ثواب ، بلوغ طریقیة دارد حتی علی القولین الاولین یعنی هر گاه ثوابی از رسول الله در واقع باشد که یا به شما برسد یا نرسد مثل ان جائکم فاسق بنباء که جائکم موضوعیة ندارد اگر گفتیم که بلغ طریقیة دارد پس لازم نیست که به مقلد برسد همین که نقل ثواب در خارج محقق شده یعنی در حق همه هست و اختصاص به شخص خاص ندارد در نتیجه می تواند فتوی بدهد به استحباب . این جواب بر قول اول که جعل حجیة بود خوب است چون بلوغ طریقیة دارد و اما بناء بر قول دوم بلوغ قید متعلق بود فعل به عنوان ثانوی مستحب است بناء بر این نظر نمی توان گفت طریقیة دارد لذا یعود الإشکال که ثواب به مقلد نرسیده است پس چطور مجتهد بگوید که در حق مقلد مستحب است بلوغ در این نظر مثل حرج است همان طور که حرج باید در حق مقلد محقق شود تا مجتهد بگوید رفع شد این جا هم باید بلوغ ثواب به مقلد محقق شود تا مجتهد بگوید مستحب است. لذا بعضی مثل مرحوم صدر این مسأله را از ثمرات بین القولین قرار داده که بناء بر قول اول مجتهد می تواند فتوی دهد چون بلوغ طریقیة دارد و خبر حجة می شود و مفادش برای همه است بخلاف قول دوم که استحاب مخصوص من بلغه ثواب است . جواب دوم که شیخ انصاری بیان نموده است این است که مسأله تسامح درادله سنن مسأله اصولی است چون اختصاص به مجهدین دارد و مجتهد است که باید تشخیص بدهد بلغه ثواب او لم یبلغه چون مجتهد است که خبر ضعیف را پیدا میکند بعد می بیند که معارض دارد یا ندارد اگر داشته باشد بلغ صدق نمی کند. شیخ انصاری میز بین قاعده اصولی و قاعده فقهی را این قرار داده که قاعده اصول مختص به اصولی است و قاعده فقهیه در حق مجتهد و مقلد جاری است مثلاً استصحاب در شبهات حکمیه مسأله اصولی است چون مجتهد است که باید فحص کند استصحاب اماره بر خلاف دارد یا ندارد اگر اماره بر خلاف دارد معارض دارد یا ندارد ظهور دارد یا ندارد همین استصحاب در شبهات موضوعیه قاعده فقهیه است قبلاً این یقین دارد که این فرش طاهر بود الان شک دارد که نجس شد یا نه ؟ به مقلد می گوید که استصحاب طهارة کن. شیخ فرموده قاعده تسامح در ادله سنن از قواعد اصولی است چون مختص به مجتهد است و در قواعد اصولی معیار مجتهد است نه مقلد لذا همین که بلغه ثواب در حق مجتهد بود می تواند فتوی بدهد. ولکن این فرمایش شیخ درست نیست اولاً : این که فرموده قاعده تسامح مسأله اصولی است چون اختصاص به مجتهد دارد درست نیست چون اختصاص باعث نمی شود که مسأله اصولی شود رب قاعده فقهیه ای که اختصاص به مجتهد دارد مثل ما یضمن بصحیحه یضمن بفاسده که مقلد معنی ان را نمی تواند درک کند. ثانیاً : اختصاص اخبار من بلغ به مجتهد هم معلوم نیست اصلا فعمله برای مردم بیان شده است تا عمل کنند. ثالثاً : سلمنا که قاعد تسامح مختص به مجتهد باشد ولی این که شیخ فرموده چون اصولی است باید موضوع در حق مجتهد محقق باشد درست نیست چون باید خطاب را ملاحظه کرد مثلاً خطابی مثل لاتنقض الیقین بالشک مقلد را درشبهات حکمیه شامل نمیشود و اما خطابی مثل من بلغه ثواب شامل مقلد میشود

آمار بازدیدکنندگان

144516
امروزامروز678
دیروزدیروز1574
این هفتهاین هفته7660
این ماهاین ماه35077
کل بازدیدهاکل بازدیدها1445163

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري