User Rating:  / 1
PoorBest 

درس اصول آیت الله گنجی

جلسه ی دهم

91/06/25

موضوع ::  
زمان حجم دانلود پخش
 
00:42:57 9.83MB دانلود {audio}http://www.ganjee.ir/sound/osoul/1391/osoul-910625-10.mp3{/audio}

 

تقرير فارسي:

25/ 06/ 91(314)

شيخ أنصاری چهار طائفه ذکر کرده

طائفه أولی : روايات علاجية

اين که رواة سئوال کردند از خبران متعارضان و اين که أئمه عليهم السلام در مقام مرجحات برآمده اند دلالة دارد اصل خبر واحد حجة است لولا المعارض چون اگر خبر حجة نبود فرض معارض معنی نداشت

ان قلت[1] : اين روايات استفاده ميشود که فی الجملة خبر حجة است لعل اين که از خبرين متعارضين سئوال می کنند مراد خبرين قطعی الصدور بوده

ولکن انصاف اين است که أولاً از اين روايات حجية خبر ظنی الصدور هم استفاده ميشود ثانياًبر فرض که از خود اين روايات ظنی الصدور بودن استفاده نشود از اين قرائنی که در روايات است معلوم ميشود که مراد خبر ظنی الصدور است يکی از اين قرائن «واترک الشاذ النادر» که شاذ نادر با قطعی الصدور بودن مناسبة ندارد و منها اين که حضرت فرموده دو خبر باشند که يکی موافق کتاب و يکی مخالف کتاب که مخالف کتاب با قطعی الصدور بودن نمی سازد .لذا دلالة اين طائفه تمام است .

#اين حرف استاد که شاذ نادر با قطعی الصدور مناسبة ندارد واضح نيست وکذلک رواية قطعی الصدور چطور با کتاب نمی تواند مخالف باشد لعل رواية تقية مخالف کتاب صادر شده باشد .

طائفه ثانية

رواياتی داريم که اشخاص را به بعض رواة ارجاع داده اند مثل

وسائل الشيعة ج‏27 143 11

33434 وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ لِلْفَيْضِ بْنِ الْمُخْتَارِ- فِی حَدِيثٍ فَإِذَا أَرَدْتَ حَدِيثَنَا فَعَلَيْكَ بِهَذَا الْجَالِسِ وَ أَوْمَأَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَسَأَلْتُ أَصْحَابَنَا عَنْهُ فَقَالُوا زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَن‏

 

 

وسائل الشيعة ج‏27 148 11

33449 وَ عَنْ عَلِی بْنِ مُحَمَّدٍ الْقُتَيْبِی عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِی وَ كَانَ خَيْرَ قُمِّی رَأَيْتُهُ وَ كَانَ وَكِيلَ الرِّضَا (عليه السلام) وَ خَاصَّتَهُ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا(عليه السلام) فَقُلْتُ إِنِّی لَا أَلْقَاكَ فِی كُلِّ وَقْتٍ فَعَمَّنْ آخُذُ مَعَالِمَ دِينِی فَقَالَخُذْ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَن

اين روايات اطلاق دارد ما را امر کرده که حديث را از انها بگيريم چه به صورت فتوی و چه به صورت حديث و إيضا اطلاق دارد سواء علم به صدور پيدا کنی يا علم به صدور پيدا نکنی

سيد محمد باقر[2]در إطلاق اين روايات اشکال کرده است چون مثل زرارة و أبان و .. قولشان اطمينان آور است عموم مردم از قولشان علم پيدا می کنند .

اين اشکال هم درست نيست اين که اينها آدمهای بزرگی هستند درست است ولی سائلين مختلفند انسانها از حيث ذهن با هم فرق ميکنند بعضی سائلين احتمال کذب در مورد رواة ميدهند بلکه ربما يقال که اين رواة ادمهای بزرگی هستند ولی أحياناً مرتکب کذب می شده اند و أضف إلی ذلک که مضمون رواية گاهی مستبعد است که علم به صدور حاصل نميشود .

طائفه ثالثة

روايات إرجاعية به عناوينی مثل «فيما يروی عنا ثقاتنا» سواء که قولشان علم بياورد يا نياورد.

سيد محمد باقر اشکال قبل را اينجا هم تکرار کرده است

بله ارجاع به بعض کتب فائده ندارد .

طائفه رابعه

رواياتی که ما ترقيب می کنند به نقل خبر و ضبط و حفظ خبر و مذاکره احاديث و ..مثل

وسائل الشيعة ج‏27 79 8

33252 وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ(مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ) عَنْ عَلِی بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَقُولُ اعْرِفُوا مَنَازِلَ النَّاسِ عَلَى قَدْرِ رِوَايَاتِهِمْ عَنَّا

اگر بناء بود که حجة نباشد معنی ندارد که أئمه عليهم السلام ترقيب کنند به نشر چيزهايی که حجة نيست .

لا يقال : اين که ائمه اين همه ترقيبات دارند برای اين است که احاديث ميان مردم منتشر شود کثرة پيدا کنند و مردم علم پيدا کنند .

فإنه يقال : نشر پيدا کردن روايات باعث يقينی شدن نميشود و اين طور نبوده که همه آنهايی که روايات را ميشنيده اند در يک منطقه نقل کنند کم موردی است که يک بابی پيدا کنيم که روايات عديده ای در يک موضوع باشد که يقينی و بين شده باشد .

کما اين که شيخ أنصاری فرموده و فرمايشی متين است

تحصل : اصل حجية خبر واحد سنة قطعية است و لکن اين سنة قطعية حدودش نامشخص است اين که چه خبر واحد حجة است آيا خصوص صحيح اعلايی است يا اعلی الاعلايی است يا اين که سعة دارد خبر ثقة هم حجة است و لو عادل نباشد يا اين که وثاقة هم ضرورة ندارد رواية حسنة هم کافی است

تارة در رواياتی که ما را ارجاع می داد به ثقات می گوييد که تواتر دارد فهو و تارة ميگوييد که ای روايات علم آور نيست آنچه که علم آور است مجموع است

آخــوند فرموده که اين ها تواتر اجمالی دارند قانون تواتر اجمالی اين است که بايد عنوان مرکبی را أخذ کنيم که مجموع را شامل شود و آن عنوانِ ضيقی است که قدر متيقن است و قدر متيقن برای فقه فائده ندارد.

و ما هم که گفتيم تواتر معنوی است اين مشکل را داريم اين دليل ثانی هر خبر واحدی را حجة نمی کند

_______________

 [1] بحوث ج4ص389.

[2] بحوث ج4ص385

Add comment


آمار بازدیدکنندگان

103037
امروزامروز692
دیروزدیروز1060
این هفتهاین هفته871
این ماهاین ماه23247
کل بازدیدهاکل بازدیدها1030372

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري