User Rating:  / 0
PoorBest 

درس اصول آیت الله گنجی

جلسه ی نهم

91/06/21

موضوع ::  
زمان حجم دانلود پخش
 
00:43:50 17.5MB دانلود {audio}http://www.ganjee.ir/sound/osoul/1391/osoul-910621-09.mp3{/audio}

 

تقرير فارسي:

 

21/ 06/ 91(313)

جواب دوم

اين آيه ناظر به جهة أخلاقی و خلق حسن پيامبر أکرم صلی الله عليه واله است حضرت با اين که می دانستند که نمامی می کند وا نمود می کردند که درست می گويد . مقتضای خلق حسن و بزرگی و سعة صدر انسان اين است که تحمل کند حتی حرفهای دروغ را .

بيان فنی مطلب

حجية يعنی ترتيب آثار يا مستلزم ترتيب آثار اين آيه معنايش اين نيست که پيامبر همه آثار را بار می کردند بلکه آثاری که به نفعشان بوده است را بار می کردند[1] شيخ[2] فرموده شاهدش هم «لام» است که در للمؤمنين آمده است که «لام» برای انتفاع است شبيه روايتی که فرمود:

16343 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی بْنِ الْحُسَيْنِ فِی كِتَابِ عِقَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى (عليه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ الرَّجُلُ مِنْ إِخْوَانِی يَبْلُغُنِی عَنْهُ الشَّيْ‏ءُ الَّذِی أَكْرَهُهُ فَأَسْأَلُهُ عَنْهُ فَيُنْكِرُ ذَلِكَ وَ قَدْ أَخْبَرَنِی عَنْهُ قَوْمٌ ثِقَاتٌ فَقَالَ لِی يَا مُحَمَّدُ كَذِّبْ سَمْعَكَ وَ بَصَرَكَ عَنْ أَخِيكَ فَإِنْ شَهِدَ عِنْدَكَ خَمْسُونَ قَسَامَةً وَ قَالَ لَكَ قَوْلًا فَصَدِّقْهُ وَ كَذِّبْهُمْ وَ لَا تُذِيعَنَّ عَلَيْهِ شَيْئاً تَشِينُهُ بِهِ وَ تَهْدِمُ بِهِ مُرُوءَتَهُ فَتَكُونَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِی الدُّنْيا وَ الْآخِرَة[3]

يعنی آثاری که به ضرر اين شخص است را بار نکن .

در مصباح الأصول[4] گفته : اين مؤيدی که شيخ آورده درست نيست يؤمن همه جا به يک معنی است يعنی ايمان قلبی و اين که يک جا با «باء» و يک با «لام» آمده است وجهش اين است که اگر ايمان به ذات باشد با «باء» می آيد و اگر ايمان به قول باشد با «لام» می آيد .

ولکن اين فرمايش درست نيست أولاً در رواية اسماعيل نسبة به الله يصدق داشت لذا يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين هر دو مربوط به قول است

لذا اين إدعی بلا دليل است که فرق باشد بين باء و لام در ماده ايمان ثانياً مورد آيه خلاف اين ادعی است ثالثاً فرمايش شيخ که فرمود «لام» برای انتفاع است بعيد نيست کما اين که استعمال لام را در آيات ديگر می بينيم .

تحصل : آياتی که برای حجية خبر واحد استدلال کرده بودند مهمش آيه نباء بود و مشکلش اين بود که جملة شرطيه ی مفهوم دار نيست و وصف هم مفهوم ندارد آيه نباء هم مشکل داشت و ايه نفر را هم گفتيم که شايد بتواند دلالة داشته باشد و ساير آيات هم مربوط به بحث ما نبود.

 

 

 

 

سنة

ابتداءً اين استدلال عجيب است که با سنة بخواهيم استدلال کنيم بر حجية سنة اين اشکال هست ولکن لا مجال برای اين اين اشکال چون ما استدلال می کنيم برای حجية خبر واحد به سنة نه حاکی السنة و سنة را إحراز کرده ايم و سنة فعل و قول و تقرير إمام است و سنة را با تواتر و خبر محفوف به قرينه يا خبر قطعی الصدور و الدلالة احراز کرده ايم .

لذا آخوند[5] گفته که اخباری داريم که آن اخبار گر چه متواتر لفظی نيستند ولی متواتر اجمالی هستند[6] .

در ذهـــن ما اين است که تواتر از إجمالی بالاتر است و تواتر معنوی است کثيری از اين روايات يک لسان دارند که اخذ به خبر واحد و حجية آن است .

اشکالی در مقام هست برای ردّ تواتر که تواتر اين جا نيست چون در بحث تواتر گذشت که خبری متواتر است که در تمام طبقات به حد تواتر برسد اينجا همه رواياتی که ميگوييد می رسد به نفر که محمدين ثلاثة هستند و سه نفر تواتر درست نمی کند

جواب اين است که اولاً: روايات فقط به اين سه نفر نمی رسد بلکه به عدّه ديگری از علماء هم می رسد ثانياً : ما که دنبال تواتر نيستيم ما می خواهيم احراز کنيم سنة را و بر فرض که تواتر نباشد و لکن قطعی است و همين قطعی بودن برای ما کافی است .

_______________

[1] راجع رسائل ج1ص292و کفاية ص 301.

[2] رسائل ج1ص294.

[3] وسائل الشيعة ج‏12 295 157

[4] موسوعه ج47ص222.

[5] کفاية الأصول ص302.

[6] راجع ص4معنی تواتر و اقسام ان

Add comment


آمار بازدیدکنندگان

103037
امروزامروز692
دیروزدیروز1060
این هفتهاین هفته871
این ماهاین ماه23247
کل بازدیدهاکل بازدیدها1030372

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري