User Rating:  / 0
PoorBest 

درس اصول آیت الله گنجی

جلسه ی هشتم

91/06/20

موضوع ::  
زمان حجم دانلود پخش
 
00:41:39 16.6MB دانلود {audio}http://www.ganjee.ir/sound/osoul/1391/osoul-910620-08.mp3{/audio}

 

تقرير فارسي:

 

20/ 06/ 91(312)

ودر مقابل گفته اند که أهل الذکر شامل علماء می شود چون ذکر خداوند است اهل ذکر هم مصداق اعلای آن علماء هستند وإنما يخشی الله من عباده العلماء .و اين که درصحيحه محمد بن مسلم فرموده اند نحن اهل الذکر از باب تطبيق است و ظهور در انحصار ندارد و می خواهد نفی کند اهل ذکر بودن علماء يهود را . بلکه در رواية اگر بفرمايد اهل الذکر ليس إلا نحن و أمثال اينها باز ظهور قوی عام را در عمومش نمی شکند و اين که بفرمايد فقط مائيم از باب تأکيد است و ديگران کالعدم قرار داده شده اند .لذا اينکه آيه إنحصار نداشته باشد در ذهـــن ما أقوی است

لا يقال که انما نحن تأويل است

فإنه يقال که اين روايات در مقام ردّ اهل سنة است و با تأويل نمی توان ردّ کرد .

مقدمه ثانيه

امر به سئوال دليل است بر حجية جواب و اين وقتی است که اطلاق داشته باشد چه علم برای شما بياورد يا نياورد ولی اگر برای تحصيل علم باشد

شيخ و ديگران فرموده اند که آيه إطلاق ندارد و خود آيه می فرمايد إن کنتم لا تعلمون که معلوم ميشود برای دانستن است و مما يأکد عدم إطلاق را اين که آيه منطبق شده بر مسئله إعتقادی که تعبد عملی در ان راه ندارد و ان مسئله نبوت است .

فرق آيه ذکر با آيه نفر در اين است که در آيه نفر لعلهم يحذرون واجب می کرد تحذر را چه علم بياورد چه علم نياورد گفتيم اطلاق دارد اينجا می فرمايد ان کنتم لا تعلمون که اطلاق مجال ندارد لذا اين مقدمه ناتمام است

مقدمه ثالثه

دلالة اين آيه توقف دارد که آيه استفاده کنيم حجية خبر را از اهل ذکر بما هم مخبرون لا بما هم علماء که مختص به تقليد شود و لا بما هم رواة و لا بما هم ناقلون اين همان اشکالی است که شيخ در آيه نفر آورد و آخــوند جواب داد و اين اشکال را در اينجا قبول داريم در ايه نفر گفتيم که لينذروا برای تعليم احکام است با قرائنی که بيان شد ولی اينجا واجب کرده سئوال از اهل علم را پس حجة است جواب بما هم اهل العلم.

لذا اين مقدمه نا تمام است .

مقدمه رابعه

اگر جواب اينها حجة شد جايی که ابتدائی هم جواب می دهند حجة است و سئوال کردن خصوصية ندارد اين مقدمه تمام است .

وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِی وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ (توبة/61)

مناقشه در استدلال

شيخ[1] و آخوند[2] جواب داده اند که اولاً آيه اجنبی از تصديق خبر مؤمنين است و ايه شريفه مدح می کند پيامبر را که سريع القطع است که از قول مؤمنين هم قطع پيدا ميکند .

جواب اول

اين که انسان سريع القطع باشد مدح نيست سريع القطع تارة به اين صورت است که مقدمات را به هم سريع پيوند می دهند و تارة به اين صورت است که مقدمات را دير به هم پيوند می دهد و مراد آخــوند قسم اول نيست چون مورد آيه به صورتی است که اگر پيامبر مقدمات را به هم پيوند می دادند کشف می شد که دروغ می گفته است پس سريع القطعی که اينجا مجال دارد زود باوری است و زود باوردی که مدح نيست .

تقريب استدلال

استدلال شده که يؤمن للمؤمنين يعنی يصدق للمؤمنين و مراد از مؤمنين يا همان انهايی هستند که أذيت می کردند يا مراد مؤمنين حقيقی هستند و هر کدام باشد پيامبر آنها را تصديق می کرده پس ما هم بايد آنها را تصديق کنيم

مؤيدش هم روايتی است که در مورد اسماعيل فرزند امام صادق (عليه السلام) وارد شده[3] .

_______________

[1] رسائل ج1ص292.

[2] کفاية ص301.

[3] وسائل الشيعة ج‏19 83 6 باب كراهة

Add comment


آمار بازدیدکنندگان

112271
امروزامروز335
دیروزدیروز1392
این هفتهاین هفته6492
این ماهاین ماه13059
کل بازدیدهاکل بازدیدها1122717

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري