باسلام خدمت دوستان:

شروع درس بعد از أیام شهادت یگانه دخت نبیِ ، أوّل مدافع حریم ولایت ، حضرت زهراء سلام الله علیها روز شنبه 96/12/5 برابر با 7 7جمادی الثاني

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

درس اصول آیت الله گنجی

جلسه ی هفتم

91/06/19

موضوع ::  
زمان حجم دانلود پخش
 
00:42:45 4.83MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 

تقرير فارسي:

 

19/ 06/ 91(312)

خود آخــوند جواب داده که بهتر است بگوييم ملازمه نيست ولو اطلاق داشته باشد ملازمه ای بين وجوب اظهار و وجوب قبول نيست چون اين که خداوند گفته حق را إظهار کنند برای اين است که حق واضح شود نه اينکه ولو حق واضح نشده برای آنها واجب قبول کنند

اين آيه با ايه حرمة کتمان حمل فرق می کند چون در آنجا غالباً از حرف زنان حق واضح نمی شود لذا فرموده اظهار کنيد يعنی ملازمه دارد با وجوب قبول و أما محل کلام وجوب اظهار ملازمه ندارد با وجوب قبول در فرض عدم حصول علم چون خداوند که فرمود واجب است اظهار برای اين است که حق واضح شود .

مؤيد هم دارد اين آيه در مورد علماء يهود است درباره پيامبر بايد حق را بگويند تا نبوت حضرت ثابت شود بحث وجوب قبول و تعبدی نيست[1].

آنچه آخــوند در رد شيخ بيان کرد حرف درستی است ولو در آيه نفر اجمال را قبول کنيم ولی اينجا اجمال جا ندارد واجب است اظهار مطلقاً چه علم بياورد و چه علم نياورد اطلاقش از کلام است ملازمه را هم قبول داريد بنابراين حرف آخــوند درست است لذا شايد سهو القلم از شيخ باشد که قياس کرده اين آيه را با آيه نفر ، در آيه نفر اهمال جا داشت چون لعلهم يحذرون اهمال دارد اللهم إلا اينکه شيخ با اين دو إدعی می خواهد ملازمه را إنکار کند شيخ می خواهد بگويد که اين وجوب إظهار ملازمه ندارد با وجوب قبول تعبداً چون نسبة به وجوب قبول تعبداً آيه إهمال دارد و اطلاق ندارد .

أضف إلی ذلک ممکن است کسی بگويد آيه شريفه دلالة بر وجوب إظهار ندارد تا بگوييد وجوب إظهار ملازمه دارد با وجوب قبول .

آيه شريفه کتمان را حرام می کند حرمة کتمان غير از وجوب إظهار است کتمان يک بار سنگين تری از إظهار دارد کتمان عدم إظهار نيست کتمان يک أمر وجودی و مشتبه کردن بر مردم است آيه شريفه که می فرمايد کتمان حرام است معنايش اين نيست که اظهار کنيد آيه شريفه که می فرمايد و لايکتمن ما خلق الله فی أرحامهن می خواهد بفرمايد يک طور وانمود نکنی که حمل نداری .

کتمان حرام است دلالة ندارد که بايد إظهار کنی بله چه بسا سکوت و عدم ابراز کتمان است و لا أقل آيه شريفه واضح نيست اين که فرموده يکتمون ما انزلنا از آن وجوب إظهار نمی فهميم لا اقل مجمل است لذا نمی توان ملازمه را ثابت کرد .

وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحی إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (الإنبياء/7)

تقريب استدلال

أولاً : اهل ذکر يعنی اهل علم و شاه فرد آن أئمه عليهم السلام و بعد علماء و رواة هستند

ثانياً : وجوب سئوال از أهل ذکر ملازمه با حجية قولشان دارد و إلا معنی ندارد واجب باشد سئوال ولی قولش حجية نداشته باشد

ثالثاً آيه دلالة ميکند که هر گاه جوابی را دادند حجة است

رابعاً چون فرقی نيست بين مسبوق بالسئوال و مسبوق به غير سئوال إحتمالش نيست که سئوال دخالة در حجية داشته باشد يعنی هر چه می گويند حجية خبر رواة مسبوق به سئوال باشد يا نباشد

اين را هم بايد إضافه کرد که واجب است سئوال از آنها مطلقاً چه علم بياورد چه علم نياورد .

مناقشه در مقدمات :

مقدمه أولي

اين که اهل ذکر شامل رواة شود أول الکلام است مراد از أهل ذکر أئمه عليهم السلام می باشند اهل ذکر شامل علماء و رواة نميشود هم به حکم بعض آيات ديگر وهم روايات مراد از اهل ذکر خصوص أئمه عليهم السلام است .

أما القران بايد ديد ذکر چيست تا أهل ذکر معلوم شود در آيه ای فرموده قد انزل الله إليکم ذکراً رسولاً که به پيامبر صلی الله عليه و آله اطلاق ذکر شده است وقتی که پيامبر صلی الله عليه وآله ذکر باشند أئمه أطهارعليهم السلام هم ذکر هستند در بعضی روايات هم تصريح شده که ذکر محمد رسول الله صلی الله عليه وآله است و نحن أهله و در بعضی از آيات و روايات هم ذکر به معنی قرآن است و أهل قرآن أئمه أطهار عليهم السلام هستند

پس ما اين را قبول نداريم که أهل ذکر شامل رواة و علماء شود به حکم آيات و بعضی روايات و اگر ضميمه کنيم اطمينان پيدا می کنيم که أهل ذکر أئمه أطهار عليهم السلام هستند.

إن قلت که اين آيه در زمان رسول الله صلی الله عليه وآله نازل شده که أئمه عليهم السلام نبودند و سئوال از آنها معنی ندارد و سبق و سياق آيه و صدر و ذيل آن می رساند که مراد از آيه علماء يهود است می فرمايد قبل از پيامبر هم ما فقط رجالی را فرستاديم که به انها وحی می کرديم اگر شک داريد برويد از علمائتان سئوال کنيد لذا ظاهر آيه اين است که مراد علماء يهود و نصاری هستند که در زمان مشرکين بوده اند

قلنا : آنچه از صدر آيه استفاده ميشود يا بواسطه قرينه عقليه است که غايتش اين است که خداوند آيه را بر آنها تطبيق کرده است و تطبيق غير از معنای آيه است مراد و معنای آيه همان أئمه عليهم السلام است و اين که در جايی بر خلاف معنای أصلی تطبيق شده است منافات ندارد اين که مراد خداوند از أهل ذکر أئمه عليهم السلام باشد ولی تطبيق شده باشد بر غير مصداق به زعم اين که آنها خيال می کردند تطبيق است .......

_______________

[1] راجع موسوعة ج47ص218.

نوشتن دیدگاه


آمار بازدیدکنندگان

955252
امروزامروز1019
دیروزدیروز1569
این هفتهاین هفته6386
این ماهاین ماه25247
کل بازدیدهاکل بازدیدها955252

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري