ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

درس خارج اصول آيت الله گنجي

جلسه ي هفتاد و يکم

93/11/08

موضوع ادله استصحاب : اخبار ـ اطلاق در اخبار
زمان حجم دانلود پخش
 
00:43:47 10.0 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم

تفصیل نائینی :
بحث در تفصیلی است که نائینی  مطرح کرده کأن مرحوم نائینی تقریب مرحوم شیخ را ناتمام دانسته لذا بیان را عوض کرده است فرموده لاتنقض الیقین بالشک درست است که مراد نقض عملی است نه نقض حقیقی ـ کما قال صاحب الکفایة ـ لکن نقض یقین بالشک در جایی صدق می کند که یقین تعلق گرفته باشد به متیقنی که استعداد بقاء دارد اگر یقین تعلق بگیرد به متیقنی که استعداد بقاء ندارد نقض صدق نمی کند چون أمد متیقن به سر آمده است و نقض معنی ندارد مثلاً اگر حیاة یک شیئی مردد است بین اینکه سه باشد یا چهار و استعداد بقائش از روز سوم به بعد محرز نباشد از روز سوم شک دارید که زنده است یا نه اگر اثار یقین را بار نکنید نمی گویند نقض عملی کرده است.
ایشان حرف آخوند را قبول کرده است ولی فرموده اگر شیئی استعداد بقائش محرز نباشد نقض صدق نمی کند تحلیل کلام ایشان این است که :
صدق نقض بخاطر این است که رشته اتصال و استمرار از بین می رود مصحح صدق نقض آن شکاندن استمرار است یقین شما استمرار دارد وقتی یک یقین بر خلاف می آید نقض صدق می کند یعنی آن استمرار را قطع می کند اگر یقین پیدا کنید که استعداد بقاء دارد آن یقین استمرار دارد و در فرض شک هم یقین دارید مثلاً یقین دارید به وضوء که استعداد بقاء دارد الان در ظرف شک یقین به بقاء دارید بخلاف اینکه استعداد بقاء و یقین به استمرار نباشد مثلاً از اول نمیدانید که خیار غبن فوری است یا اقتضاء بقاء دارد زمانی که یقین به خیار دارید یقین به استمرار ندارید لذا در جایی که شک در رافع است چون از اول یقین آن را گرفته است در این زمان هم یقین هست بخلاف خیار که فقط یقین به زمان اول دارید . در شک رافع استمرار هست و مصحح نقض هم هست و اگر آثار یقین را بار نکنید استمرار که یقین داشتید نقض کردید ولی در شک در مقتضی استمرار متعلق یقین نیست و اگر آثار را هم بار نکنید نقض یقین نکرده اید . بعبارتی قوام نقض یقین به تحقق استمرار است و استمرار در شک در رافع هست و در شک در مقتضی نیست لذا فرموده لاتنقض الیقین اطلاق ندارد.
شیخ می فرمود اگر نقض خاص شد یقین هم خاص می شود ولی مرحوم نائینی تردید دارد که اگر متعلِق خاص شد یا متعلَق خاص می شود یا لاأقل مجمل است روشن نیست در جایی که معلِق خاص است و متعلَق عام است آیا باید به عام أخذ کرد و خاص را توجیه کرد یا به خاص اخذ کرد و عام را توجیه کرد.
بحثی است که آیا ظهور متعلِق در خاص مخصص ظهور متعلَق است در عام مثل لاتضرب احداً که لاتضرب خاص احیاء است و موجب میشود که احداً هم خاص احیاء شود کما این که شیخ قائل بود و لکن ایشان احتیاط کرده است نمی دانیم لاتضرب که خاص شد آیا قرینه میشود که احد هم خاص شود یا أحد که عام است قرینه می شود که لاتضرب عام می شود لذا مجمل می شود و کافی است برای این که بگوییم اطلاق ندارد و قدر متیقن شک در رافع است.
بررسی کلام نائینی:
به ذهن می آید این فرمایش ایشان تکلف است این فرقی که بین شک در رافع و شک در مقتضی گذاشته فارق نیست چون همان طور که أمد در شک در مقتضی موجب ارتفاع می شود کذلک رافع  هم که می آید موجب ارتفاع می شود بعبارتی فرقی بین أمد و رافع نیست أمد در عقد موقت زمان است همان طور که با أمد عقد پایان می یابد با هبه مدة هم که مانع است عقد پایان پیدا می کند.
اما تحلیل مطلب: این که ایشان فرمود ـ در باب شک در رافع یقین به مستمر تعلق گرفته و شک قاطع استمرار می شود و نقض صدق می کند بخلاف شک در مقتضی که یقین به مستمر تعلق نگرفته ـ جوابش این است که در شک در مانع یقین به مستمر تعلق نگرفته است یقین تعلق گرفته به ما له اقتضاء الإستمرار نه مستمر یعنی یقین تعلق گرفته است به وضوئی که اقتضاء استمرار دارد و این اقتضاء معلق است بر عدم مانع کذلک در شک در مقتضی یقین تعلق گرفته به شیئی که استعداد بقاء ان محرز نیست فلامحاله مصحح نقض هم در شک در رافع هم در شک در مقتضی چیزی است که آخوند گفت که دست برداشتن از یقین سابق نقض ان یقین است بخاطر استحکامی که دارد نه استمرار .
این که مرحوم نائینی برای شک در مانع یک استمراری تصویر کرده و نقض بلحاظ قطع  استمرار است درست نیست چون در هر دو (شک در مقتضی و شک در مانع)  شک در استمرار است.
خلاصه اقوال:
الی الآن سه حرف در لاتنقض الیقین بالشک بیان شد.
1ـ  شیخ انصاری فرمود مراد از یقین ، متیقن است و نقض رفع هیئة اتصالیه است و معنای حقیقی (رفع هیئة اتصالیة) ممکن نیست و نوبة به اقرب المجازات می رسد و اقرب المجازات در جایی است که اقتضاء بقاء باشد وقتی که لاتنقض در جایی شد که اقتضاء بقاء باشد متیقن هم در جایی است که اقتضاء بقاء باشد.
2ـ نائینی فرمود مراد از یقین همان یقین است و لزومی ندارد یقین را به معنی متیقن بگیریم و حتی مصحح هم ندارد و لاتنقض نقض عملی است لذا نقض عملی یقین صدق میکند در جایی که آثار متیقن را بار نکنیم و مصحح صدق نقض استمرار است و این استمرار در شک در مقتضی نیست و در شک در رافع هست.
جواب دادیم در شک در رافع هم اقتضاء نیست بلکه استمرار اقتضاء است .
3ـ  اخوند فرمود مراد از یقین ، همان یقین است و نقض یقین هم نقض عملی است و مصحح صدق نقض استحکام است و این استحکام هم در شک در مقتضی است و هم در شک در رافع هست .
در ذهن ما هم کلام آخوند است أضف الی ذلک که فرمایش شیخ و نائینی دقت های غیر عرفی و عقلی است و مردم از یقین مطلق می فهمند و روایات دیگر هم لاتنقض را ندارد و الفاظ مطلقه داریم که این مشکله را ندارد در (الیقین لایدخله الشک) کلمه نقض را ندارد ومی گوید به یقینت عمل کن و این که شیخ فرموده (صم للرؤیة و افطر للرویة) استصحاب اشتغال است درست نیست معنای صم للرؤیة یعنی به یقین قبل عمل کن تا یقین بعد بیاید و یقین قبل اشتغال نیست بلکه یقین به شهر است لذا این استصحاب بقاء شهر است که شک در مقتضی است و این که بگوییم شهر که محقق شد اقتضاء بقاء دارد تا طلوع قمر و طلوع قمر رافع شهر است عرفی نیست . و کذلک حدیث (من کان علی یقین فشک فلیمض علی یقینه) فلیمض شبه نقض را ندارد و این که مرحوم کاظمینی در تعلیقه فوائد فرموده شک در رافع است چون یقین بوده است و تعلق گرفته به امر مستمر و بعد شک کرده است پس این که شک در امر مستمر کرده شک در رافع است و لکن (من کان علی یقین) مراد این است که یقین باید قبل باشد و اطلاق دارد و این که استمرار از ان به دست بیاید غیر عرفی و تکلف است . و هکذا روایة (لایعتد بالشک فی حالة من الحالات) خوب بود آخوند اشاره می کرد که اگر روایات مشتمل بر نقض مشکل دارد کفانا سائر روایات .
کسی اشکال نکند که روایة لاتنقض الیقین بالشک مخصص سائر روایات است چون در تخصیص شرط است که تنافی داشته باشند در حالی که در اینجا روایات مثبتین هستند.
سه نقض بر کلام شیخ:
در مصباح الأصول  تأییداً لکلام الآخوند سه نقض را بر شیخ وارد کرده است .
1ـ استصحاب عدم نسخ را شیخ قبول دارد با این که شک در مقتضی است مرحوم آخوند در اواخر جلد اول گفته که نسخ در حق باری تعالی حقیقتش دفع است نه رفع چون مستلزم بداء است و بداء در حق باری تعالی محال است لذا معنای نسخ بیان أمد حکم است لذا اگر شک کردید که حکم نسخ شده یا نه شک در مقتضی است شک دارید که حکم اقتضاء بقاء دارد یا اقتضاء ندارد.
جواب داده اند که این استصحاب مجمع علیه است و شاید شیخ استنثاء می زند که لامجال للإستصحاب فی الشک فی المقتضی إلا استصحاب عدم النسخ ثانیاً ممکن است کسی بگوید نسخ رفع ظاهری است چه عیبی دارد که اراده جدی خداوند امد داشته باشد ولی حکم را به صورت مطلق جعل کرده است در بحث نسخ گفته ایم که ملزمی نداریم که از ظاهرنسخ برداریم و این که اخوند گفته رفع مستلزم جهل است هم درست نیست مثل احکام تقیه ای که حکم صوری است در اینجا هم حکم صوری را جعل کرده و بعد که نسخ می کند رفع می کند و اعتبار می کند عدم ان حکم صوری است لذا شک در ناسخ شک در رافع است . ثالثاً در حقیقة استصحاب عدم نسخ نداریم و اینکه علماء گفته اند استصحاب عدم نسخ در لفظ است ـ مثل استصحاب عدم نقل که اماره است ـ شک داریم در نسخ حلاله حلال إلی یوم القیامه و حرامه حرام إلی یوم القیامة و نیازی به استصحاب نداریم لذا این که می گویند استصحاب عدم نسخ یعنی حکم می کنیم که نسخ نشده است نه به دلیل استصحاب بلکه به دلیل حلاله حلال إلی یوم القیامه و حرامه حرام إلی یوم القیامة.

آمار بازدیدکنندگان

125830
امروزامروز1953
دیروزدیروز2147
این هفتهاین هفته2412
این ماهاین ماه32216
کل بازدیدهاکل بازدیدها1258306

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري