امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

درس خارج اصول آيت الله گنجي

جلسه ي شصت و هشتم

93/11/01

موضوع ادله استصحاب : اخبار ـ اطلاق در اخبار
زمان حجم دانلود پخش
 
00:42:46 9.79 MB دانلود

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

بسم الله الرحمن الرحیم

ولو کلام در صحیحه اولی است ولی خصوصیاتی که بحث میشود در مورد همه اخبار است کما این که در بحث حجیة خبر واحد هم دلیل اول آیه نباء بود ولی خصوصیاتی که بحث میشود در مورد همه ادله است.
آیا اخبار استصحاب اطلاق دارد از حیث شک در مقتضی یا اطلاق ندارد؟
مرحوم شیخ  و نائینی قائل به تفصیل و آخوند قائل به اطلاق است و در فقه ثمره دارد
مرحوم شیخ انصاری ادعی کرده که اخبار اطلاق ندارد فقط شک در رافع را می گیرد ولی آخوند ادعای اطلاق دارد.
مراد از مقتضی:
نظر شیخ انصاری:
مراد از شک درمقتضی همان طور که از کلمات شیخ معلوم است این است که شک در استعداد بقاء متیقن است متیقن ها در عالم دو قسمند بعضی از متیقن ها استعداد بقاء دارند اگر خواسته باشد مرتفع شود باید رافع بیاید یعنی در عمود زمان باقی است اگر رافع نیاید  و بعضی از متیقن ها در عمود زمان خودشان منقضی می شوند مثل طهارة حدثیة یا خود حدث یا طهارة خبثیة و زوجیة که اینها اذا تحققت تدوم در مقابل چیزهایی که استعداد بقاء ندارد مثل عقد موقف یا ملکیة منافع بالإجارة که در این موارد هم می شود شک در مقتضی و هم شک در رافع مثلاً در عقد موقف اگر بداند که 5 سال بوده ولی شک می کند که هبه کرده یا نه که شک در رافع است و در همین جا اگر نمی داند که عقد موقف چند سال بوده اگر یک سال بوده زائل شده و اگر 5 سال بوده باقی است شک در مقتضی است یا مثل این که شک دارد اذن در تصرف دو روز بوده یا ده روز.
مرحوم شیخ که تفصیل بین شک در مقتضی و مانع داده مرادش این است که هر گاه استعداد بقاء باشد و شک در رافع بود استصحاب جاری است ولی اگر اصل استعداد را نمیداند و شک در بقاء دارد استصحاب جاری نیست نه این که مراد از مقتضی ملاکات باشد چون بحث استحصاب مبتنی بر ملاکات نیست حتی اشعری هم بحث از ملاکات می کند کما اینکه مراد از مقتضی ، موضوع نیست چنانکه گفته اند موضوع به منزله مقتضی و حکم به منزله مقتضا است شیخ می گوید باید شک در رافع داشته باشیم و احراز موضوع هم لازم است و با احراز موضوع اگر شک در مقتضی باشد استصحاب جاری نیست کما این که مراد ازمقتضی، مقتضی در باب علل هم نیست که می گویند علة عبارة است از مقتضی و شرط و عدم مانع که مقتضی را معنی می کنند ما منه الوجود که قائلین به قاعده مقتضی و مانع می گویند لذا شیخ استصحاب را در عدمیات هم جاری می داند چرا که عدمیات ما منه الوجود نیست.
مرحوم شیخ انصاری ادعی کرده است که اخبار باب استصحاب چه آنهایی که مشتمل بر کلمه (نقض) است و چه آنهایی که مشتمل بر این ماده نیست اطلاق ندارد و شک در مقتضی را نمی گیرد ولی چون مهم صحاح زراره است بحث را در ان مطرح کرده است و در آخر فرموده سائر اخبار هم همین طور است.
شیخ تارة به ماده نقض و تارة به هیئة نقض (لاینقض)استدلال کرده است و اما ماده نقض از ماده نقض می فهمیم که اطلاق ندارد معنی حقیقی نقض به معنی حلّ است نقض الحبل یعنی حبل را باز کرد ایشان نقض را معنی کرده به رفع هیئة اتصالیه و فرموده این معنای حقیقی در اینجا متعذر است چون اینجا هیئة اتصالیه نداریم حکم هیئة اتصالیه ندارد و یک قاعده داریم که اذا تعذر المعنی الحقیقی اقرب المجازات متعین است و در اینجا دو معنی مجازی داریم یکی این که نقض را حمل کنیم بر عدم عمل به یقین مطلقاً چه استعداد بقاء داشته باشد یا استعداد بقاء نداشته باشد و یکی اینکه نقض را حمل کنیم بر حلّ و رفع ید از یقین در جایی که استعداد بقاء دارد و رفع ید از چیزی که استعداد بقاء دارد اقرب به معنای حقیقی است و اقرب المجازات متعین است پس باید نقض را حمل را بر اقرب المعنیین کنیم.
و اضافه کرده همیشه اگر فعل خاص شد قرینه است که متعلق هم خاص است نقض به معنی رفع چیزی است که استعداد بقاء داشته باشد پس متعلق که یقین است هم خاص می شود مثلاً در لاتضرب احدا ، متعلق و ماده ضرب است که ظاهرش زدن است و این زدن ألم آور است در احیاء پس دوران امر است ضرب که ألم اور است در احیاء مراد باشد پس قرینه است که مراد از أحد هم أحد من الأحیاء است یا این که احد اطلاق دارد و قرینه میشود که ضرب یک معنای مجازی دارد که چه ألم آور باشد یا ألم اور نباشد إذا دار الأمر بین قرینیة فعل و متعلق ، ذهن عرفی از خصوصیة متعلِق کشف میکند خصوصیة متعلَق را در ما نحن فیه وقتی که مراد از نقض شک در رافع شد در جایی که استعداد بقاء داشته باشد قرینه است که یقین هم یقین در جایی است که استعداد بقاء داشته باشد.
در ادامه فرموده شما مرتکب خلاف ظاهر شدید چون متیقن است که استعداد بقاء دارد و  یقین را به معنی متیقن گرفتید و گفتید که نقض به متیقنی خورده که استعداد بقاء دارد بعد جواب داده نقض را به هر معنایی که بگیریم باید یقین را یا به معنی متیقن بگیریم یا به معنی احکام یقین بگیریم و هر کدام باشد باید استعداد بقاء داشته باشد در تنیجه لاینقض الیقین بالشک فقط شک در مانع را می گیرد نه مقتضی را .
بعد فرموده بقیه روایات هم همین طور است ولی خیلی توضیح نداده است .
نظر آخوند:
مرحوم آخوند ادعی کرده که اخبار اطلاق دارد هم از جهة ماده و هم از جهة هیئة و در مقابل شیخ گفته معنای نقض رفع هیئة اتصالیه نیست بلکه معنای نقض ضد ابرام است کأن چیزی که استحکام دارد مثلاً عهد را از بین بردن نقض است و در مثل یقین هم یک استحکامی وجود دارد کما این که حبل استحکام دارد و از بین بودن آن نقض است .

آمار بازدیدکنندگان

125823
امروزامروز1877
دیروزدیروز2147
این هفتهاین هفته2336
این ماهاین ماه32140
کل بازدیدهاکل بازدیدها1258230

كانال تلگرام درس خارج

تقويم قمري